خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٥ - ب شناخت خدا
شناختِ نيكو از خداوند، نيكْ فرمانبردارى و پايدارى شايسته [در پيروى] از دستورهاى خداوندِ عزّوجل.
٢٩٠. تحف العقول: مردى مسيحى از اهل نجران، وارد مدينه شد. وى مردى سخنور و با وقار و هيبت بود. گفته شد: «اى رسول خدا! چه چيزى اين مسيحى را خردمند كرده است؟». رسول خدا، گوينده را از سخن بازداشت و فرمود:
«ساكت! خردمند كسى است كه خدا را به يگانگى باور كند و به پيروى از او پايبند باشد».
٢٩١. امام على عليه السلام: با خردْ شناخت خداوند، پايدار شود و با انديشه، حجّتهايش به اثبات رسد.
٢٩٢. امام على عليه السلام: ستايشْ خداى را سزاست... آن خدايى كه از امور نهانى، پنهان است و در خردها آشكار است، بدانچه در آفرينش، از نشانههاى تدبير، عيان كرده است. آن خدايى كه از پيغمبرانش پرسيدند و او را به حدّ و جزو داشتن نستودند؛ بلكه به افعالش وى را ستودند و به آياتش بدو رهنمايى نمودند.
خردِ انديشمندان، انكارش نكند؛ زيرا كسى كه آسمان و زمين و آنچه را در آن است، آفريده اوست و او سازنده همه آنهاست. قدرتش انكار ناپذير است.
٢٩٣. امام صادق عليه السلام: آغاز و شروع هر كار و نيرو و آبادانى آن- كه هر سودى بدان بسته است- خرد است؛ آنچه كه خدا زيور خلق خود و روشنى بخش آنان ساخت و به وسيله خردْ بندگان، آفريننده خود را بشناسند و دانند كه مخلوقاند و او مدبّر آنهاست؛ و آنها در زير تدبير اويند؛ هم او پاينده است و آنها راه فنا روند؛ از پرتو خردشان دليل جويند؛ بر هر آفريدهاى كه بينند از آسمان و زمين، خورشيد و ماه، و شب و روز، دريابند كه براى آن آفريدگان و خردشان، آفريننده و سرپرستى است كه هميشه بوده و خواهد بود، و به وسيله خرد، زيبا را از زشت بشناسند و بدانند كه تاريكى در نادانى است و روشنى در دانش. اين است آنچه كه خرد بدان رهنمايى كرده است.
گفته شد: «آيا بندگان به همان عقل مىتوانند اكتفا كنند؟». فرمود: