خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٣ - ح خوارى
٩٠٥. امام على عليه السلام- در سخنى خطاب به اهل كوفه-: اى گروهى كه تنهايشان حاضر، ولى عقلهايشان غايب و انديشههايشان گوناگون است و فرمانروايانشان بديشان گرفتار! فرمانده شما خدا را اطاعت مىكند، ولى شما او را نافرمانى مىكنيد و فرمانده شام، خدا را نافرمانى مىكند، ولى اهل شام مطيع او هستند.
٩٠٦. امام على عليه السلام: اى مردمان گوناگون و اى دلهاى پراكنده كه بدنهايشان حاضر و عقلهايشان از آنها پنهان است! با مهربانى تمام، شما را به طرف حق سوق مىدهم و شما از آن گريزانيد؛ مانند رميدن بُز از غرّش شير.
ز: لغزش
٩٠٧. امام على عليه السلام: آنكه جاى پايش را نبيند، خواهد لغزيد.
٩٠٨. امام على عليه السلام: نادانى، پا را بلغزاند و پشيمانى به جاى گذارد.
٩٠٩. امام على عليه السلام: نادانى، مركبى چموش است؛ آنكه بر آن سوار شود، بلغزد و هركه با آن همراه شود، گمراه گردد.
٩١٠. امام على عليه السلام: به واقع رسيدن نادان به اندازه لغزشهاى دانشمند، [اندك] است.
٩١١. امام على عليه السلام: درستى از نادانْ به اندازه لغزش از خردمند، [اندك] است.
٩١٢. امام على عليه السلام- در حكمتهاى منسوب به ايشان-: ميزان درستى نادانان، به اندازه اشتباه دانشمندان است.
ح: خوارى
٩١٣. امام على عليه السلام: آنكه خرد را از دست دهد، خوارى از او نگذرد.
٩١٤. امام على عليه السلام: چه بسيار عزيزانى را كه نادانىْ خوار ساخت.
٩١٥. امام على عليه السلام: خوارى نادانى، بزرگترين خوارى است.