خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٠ - فصل سوم انواع نادانان
مىنمايند، اين حالات عبارتاند از:
١. علم
حالت اوّل، علم و آگاهى است. كسى كه مىداند و مىداند، كه مىداند به او عالِم گفته مىشود. چنين فردى، شايستگى دارد كه معلّم ديگران باشد و از نظر اسلام، وظيفه او تعليم و وظيفه مردم، تعلّم و پرسش از اوست: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.[١] از اهل ذكر و دانش بپرسيد، اگر نمىدانيد.
٢. غفلت
حالت دوم، غفلت است. غافل، كسى است كه مىداند و نمىداند كه مىداند. در اينجا وظيفه كسانى كه هشيار هستند، اين است كه او را از خواب غفلت بيدار كنند:
وذكّر فإن الذكرى تنفع المؤمنين.[٢]
يادآورى كن؛ زيرا يادآورى مؤمنان را سود مىبخشد.
٣. جهل بسيط
حالت سوم، جهل بسيط است. جاهل بسيط، كسى است كه چيزى را نمىداند، اعم از اينكه بداند نمىداند و يا نداند كه نمىداند. در هر حال، وظيفه عالم نسبت به او تعليم و تكليف او تعلّم است و مشمول آيه شريف: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ».
٤. جهل مركّب
حالت چهارم، جهل مركّب است. اين جهل، تركيبى است از دو جهل: ندانستن و تصوّر دانستن. جاهل مركّب، كسى است كه نمىداند و تصوّر مىكند كه مىداند.
ظاهراً همين معنا مقصود روايات ذكر شده است كه:
«لا يعلم و لا يعلم إنّه لا يعلم؛
[١] سوره انبياء، آيه ٧.
[٢] سوره ذاريات، آيه ٥٥.