خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٩ - ب فرزند قرار دادن براى خداوند
٦/ ٢ دين جاهليت
الف: عبادت غير خدا
قرآن
و به جاى او، خدايانى براى خود گرفتهاند كه چيزى را خلق نمىكنند و خود، خلق شدهاند و براى خود؛ نه زيانى در اختيار دارند و نه سودى را، و نه مرگى را در اختيار دارند و نه حياتى و نه رستاخيزى را.
ر. ك: اعراف: ١٩١- ١٩٥، سبأ: ٢٢.
ب: فرزند قرار دادن براى خداوند
و تا كسانى را كه گفتهاند: خداوند فرزندى گرفته است، هشدار دهد. نه آنان و نه پدرانشان به اين [ادّعا]، دانشى ندارند. بزرگ سخنى است كه از دهانشان برمىآيد؛ [آنان] جز دروغ نمىگويند.
و براى خدا دخترانى مىپندارند؛ منزّه است او؛ و براى خودشان آنچه را ميل دارند [قرار مىدهند]. آيا [پنداشتيد كه] پروردگارتان شما را به [داشتن] پسران اختصاص داده و خود از فرشتگان، دخترانى برگرفته است؟ حقّا كه شما سخنى بس بزرگ مىگوييد.
آيا خدا را دختران است و شما را پسران؟
به من خبر دهيد از لات و عزّى، و منات، آن سومين ديگر. آيا [به خيالتان] براى شما پسران است و براى او دختر؟ در اين صورت، اين تقسيم نادرستى است.
ر. ك: انعام: ١٠٠ و ١٠١، صافّات: ١٤٩- ١٥٤، زخرف: ١٦.
حديث
١١٤٧. پيامبر صلى الله عليه و آله: خداوند فرمود: فرزند آدم، مرا تكذيب كرد، با اينكه اين حقّ را نداشت؛ مرا دشنام داد، با آنكه چنين حقّى نداشت؛ امّا تكذيب من آن بود كه گمان مىكرد كه نمىتوانم او را آن گونه [كه در دنيا بود]، بازگردانم؛ و امّا