خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٩ - و كارهاى نيك
و: كارهاى نيك
قرآن
پس، آيا كسى كه مىداند آنچه از جانب پروردگارت به تو نازل شده، حقّ است، مانند كسى است كه كوردل است؟ تنها خردمنداناند كه عبرت مىگيرند. همانان كه به پيمان خدا وفادارند و عهد [او] را نمىشكنند.
و آنان كه به آنچه خدا به پيوستنش فرمان داده، مىپيوندند و از پروردگارشان مىترسند و از سختى حساب، بيم دارند.
حديث
٣٦٠. پيامبر صلى الله عليه و آله: فرشتگان باخرد، در پيروى از خداوند، تلاش و كوشش كردند و مؤمنان به اندازه عقلشان در پيروى از خداوند، تلاش و كوشش كردند. همانا آنان كه از خردى بيشتر برخوردارند، بيشتر از خداوند پيروى كنند.
٣٦١. پيامبر صلى الله عليه و آله- هنگامى كه از خردمندى از ايشان سؤال شد-: [خردمندى] انجامدادن دستورهاى خداوندى است. همانا خردمندان كسانىاند كه به دستورهاى الهى پايبندند.
٣٦٢. جابر بن عبداللَّه: پيامبر اسلام، اين آيه را تلاوت كرد: «و اين مَثَلها را براى مردم مىزنيم. و جز دانشوران، آن را در نيابند». آن گاه فرمود: «دانشور، كسى است كه از خداوند، دريافتى دارد و از او پيروى كند و از خشمش بپرهيزد».
٣٦٣. سويد پسر غفله: روزى ابوبكر خارج مىشد. رسول خدا به استقبال وى رفت. ابوبكر عرض كرد: «اى رسول خدا! با چه چيزى برانگيخته شدى؟».
فرمود: «با عقل». ابوبكر گفت: «چگونه مىتوانيم به عقل دست يابيم؟».
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خرد را نهايتى نيست؛ ليك آنكه حلال خدا را حلال داند و حرام او را حرام بشمارد، خردمند ناميده شود؛ اگر پس از اين نيز تلاش كرد، عابد ناميده شود، و اگر بيش از اين كوشش كرد، جواد ناميده شود. همانا آن