خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٦ - سخنى درباره جاهليت
بين آنان رايج بود، و حتّى زنهاى شوهر دار هم آلوده بودند و بسا كه در مراسم حج هم با بدن برهنه شركت مىكردند.
امّا فرزندان آنها به پدران منتسب مىشدند؛ ولى هنگام كودكى، از ارث محروم بودند و تنها فرزندان بزرگ، ميراث را تصرّف مىكردند و از جمله چيزهايى كه، آنان به ارث مىبردند، زن شخص متوفّا بود و به طور كلّى، دختران، چه صغير و چه كبير، و همچنين پسران صغير، از ارث حقّى نداشتند؛ مگر اينكه اگر كسى مىمرد و فرزند صغيرى از خود باقى مىگذارد، اشخاص زورمند سرپرستى اموال يتيم را به عهده گرفته، اموال وى را مىخوردند، و اگر اين فرزند يتيم، دختر مىبود، با او ازدواج كرده، اموالش را تصرّف مىكردند؛ سپس او را طلاق مىدادند و رهايش مىنمودند.
در اين موقع، آن دختر، نه ثروتى مىداشت كه گذران زندگى كند، و نه كسى رغبت به ازدواج با او مىكرد تا مخارجش را هم متحمّل شود.
مسئله غصب حقوق ايتام، از بزرگترين حوادث شايع بين آنان بود؛ چه آنكه دائماً دست به گريبان جنگها و غارتها و چپاول بودند، و طبعاً قتل و كشتار زياد و ماجراى يتيمان بىسرپرست، تكرار مىشد.
از بدبختىهاى بزرگ فرزندان، يكى هم اين بود كه سرزمينهاى خراب و اراضى قفر و بى آب و علف، به سرعت گرفتار قحطى مىشد و كار به جايى مىرسيد كه مردم از ترس فقر و تنگدستى، فرزندان خود را مىكشتند. و دختران را زنده به گور مىكردند. بزرگترين خبر ناگوار، اين بود كه به كسى خبر دهند كه زنش دختر زاييده است.
امّا از نظر حكومت اگر چه در اطراف شبه جزيره عربستان، شاهانى حكومت مىكردند كه تحت الحمايه همسايگان زورمند و نزديك خود بودند؛ مثل ايران براى نواحى شمال و روم براى نواحى مغرب و حبشه براى نواحى مشرق؛ بجز قسمتهاى مركزى، مانند مكّه و يثرب و طائف و غيره، كه در وضعيتى به سر مىبردند كه شبيه