خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣ - پژوهشى در معانى جهل
دارند كه جهل به مفهوم چهارم، توسط عقلْ مهار شود.
٤. نيرويى در مقابل عقل
در متون اسلامى، جهل، مفهوم چهارمى دارد كه بر خلاف معانى گذشته، امرى وجودى است نه عدمى و آن، شعور مرموزى است در مقابل عقل كه- مانند عقل- آفريده خداوند متعال است[١] و آثار و مقتضياتى دارد كه «جنود جهل» ناميده شده، در برابر «جنود عقل».[٢] وجه تسميه اين نيرو به جهل، دقيقاً همان وجه تسميه ناميدن نيروى مقابل آن به عقل است. اين نيرو، نامهاى ديگرى نيز دارد كه شرح آن در مبحث خلقت جهل گفته شد.
چنانكه در باب اوّل از «علامات عقل» آمد، همه زيبايىهاى اعتقادى، اخلاقى و عملى، مانند: خير، علم، معرفت، حكمت، ايمان، عدل، انصاف، الفت، رحمت، مودّت، رأفت، بركت، قناعت، سخا، امانت، شهامت، حيا، نظافت، رجا، وفا، صدق، حلم، صبر، تواضع، غنا ونشاط، از جنود عقل شمرده شدهاند.
و در مقابل آنها همه زشتىهاى اعتقادى، اخلاقى و عملى، مانند: شرّ، جهل،[٣] حُمق، كفر، جور، جدايى، قساوت، قطع رحم، عداوت، بغض، غضب، مَحق، حرص، بخل، خيانت، كودنى، جَلع، تهتّك، پليدى، يأس، خيانت، كذب، سفه، جَزَع، تكبّر، فقر وكسالت، از جنود جهل شمرده شدهاند.
انسان در انتخاب و پرورش هر يك از اين دو نيرو و تبعيّت از آن آزاد است. او مىتواند از نيروى عقل خود تبعيّت كند و با احياى آن، نيروى جهل و يا نفس امّاره
[١]. ر. ك: ص ٣٣؛« آفرينش خرد و نادانى».
[٢]. ر. ك: ص ١٢٣؛« لشكريان خرد و نادانى».
[٣]. مقصود از جهلى كه از جنود جهل شمرده مىشود جهلى است كه از نادانى و جهل اصلى سرچشمه مىگيرد ودر مقابل علم قرار دارد. جهل اصلى در مقابل عقل.