خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٢ - پژوهشى در معانى جهل
٢. جهل به معارف مفيد
بىترديد، اسلام براى همه علوم و معارفى كه در خدمت انسان است، ارزش قائل است وتحصيل آن را لازم، و در صورتى كه جامعه نيازمند آن باشد و مَن به الكفاية وجود نداشته باشد، واجب مىداند؛[١] ليكن اين بدان معنا نيست كه جهل به همه اين علوم، براى همه مردم، مذموم است يا خطرناك.
به بيان ديگر، ادبيات، صرف و نحو، منطق، كلام، فلسفه، رياضى، فيزيك، شيمى و ساير رشتههاى علوم و فنونْ در خدمت انسان است و از نظر اسلام، ارزشمند؛ ولى نمىتوان پذيرفت كه ندانستن اين علوم، ريشه همه شرور، بزرگترينِ مصائب، زيانبارترينِ دردها، خطرناكترينِ دشمنان و شديدترين فقر است و هر كس برخى از اين علوم و يا همه آنها را نداند، بدترينِ جنبندگان روى زمين است و همانند مردهاى در ميان زندهها.
٣. جهل به ضرورىترين معارفِ مورد نياز انسان
علوم و معارفى كه انسان را با مبدأ و مقصد خود آشنا مىكند و راه رسيدن به فلسفه خود را به او نشان مىدهد، ضرورىترين معارفِ مورد نياز اوست.
انسان بايد بداند كه چگونه پديد آمده و هدف از آفرينش او چه بوده است؟ چه بايد بكند تا به فلسفه آفرينش خود برسد؟ كجا مىرود؟ چه خطرهايى او را تهديد مىكند؟
معارفى كه به اين مسائل پاسخ مىدهند، ميراث پيامبران الهى است. اين معارف، مبدأ همه خيرها و مقدمه شكوفايى عقل عملى و جوهر علم است و جهل به اين معارف، جامعه انسانى را در معرض دشوارترين مصائب و شرور قرار مىدهد.
البته تنها شناخت اين معارف، كارساز نيست؛ بلكه اين معارف در صورتى كارآيى
[١]. همان، ص ٢٩٩.