خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠ - درآمد
نور مىدانند[١] و يا عقل را هديه الهى و اصل انسان مىدانند،[٢] اشاره به اين معنا دارند.
طبق اين احاديث، انسان در ژرفاى هستى خود، از نيرويى نورانى برخوردار است كه حيات روح او محسوب مىشود. اگر اين نيرو پرورش پيدا كند، در پرتو آن، انسان مىتواند حقايق هستى را درك كند و حقايق محسوس را از نامحسوس، حق را از باطل، خير را از شر و نيك را از بد، تشخيص دهد.
اگر اين نيروى نورانى و اين شعور مرموز و پيچيده، تقويت شود، انسان از ادراكاتى فوق انديشه برخوردار مىگردد و با ديده غيبى با جهان غيب آشنا مىشود و غيب براى او مبدّل به شهود مىگردد،[٣] كه از اين مرتبه از عقل، در نصوص اسلامى به «يقين» تعبير مىشود.
مبدأ تفكّر
كاربرد ديگر عقل در متون اسلامى، مبدأ فكر و انديشه است. در اين كاربرد، عقل به عنوان منشأ «الفطنة (زيركى)» و «الفهم (دانستن)» و «الحفظ (نگهدارى)»[٤] تعريف مىشود و «دِماغ»، جايگاه آن معرفى مىگردد.[٥]
آيات و احاديثى كه بر تعقّل و تفكّر تأكيد مىكنند و نيز احاديثى كه عقل تجربى و عقل تعلّمى را در كنار عقل طبع و عقل موهبتى مطرح مىنمايند، نمونههايى از استعمال واژه عقل در مبدأ انديشه است.
مبدأ الهام
وجدان اخلاقى، نيرويى است در متن وجود انسان كه او را به ارزشهاى اخلاقى دعوت مىكند و از ضدّ ارزشها باز مىدارد. به عبارت ديگر، احساس جاذبه فطرى
[١]. همان.
[٢]. ر. ك: ص ٥١، ٥٣ و ٥٥.
[٣]. ر. ك: العلم و الحكمة في الكتاب والسنة، ص ١( ح ٣).
[٤]. ر. ك: حديث ٥٥ و ٢٨٧.
[٥]. ر. ك: حديث ١٩، ٢٠ و ٢١.