الإيضاح - القاضي النعمان المغربي - الصفحة ٣٨
مى كرده اند . [١] علّت اصلى اين امر ، نبودِ متون مدوّن فقهى بود ؛ زيرا ائمه فاطمى بر خلاف اماميه و زيديه ، دلْ مشغولى اى به فقه نداشتند . بنا بر نوشته كتاب الحواشي (منسوب به امين جى بن جلال ١٠١٠ق) ، [٢] جعفر بن منصور اليمن ، آراى فقهى اى بيان نموده است كه با آراى قاضى نعمان ،. متفاوت است . مسئله نخست ، در مورد تعداد ركعات «صلاة السنة» است كه از اين حيث ، نظر جعفر با نظر حنفيان ، همانند است . [٣] همچنين مؤلف الحواشي نقل كرده كه جعفر بن منصور در كتاب الرشد و الهداية آورده است كسى كه چهار همسر در تزويج خود دارد ، نمى تواند همسر ديگرى را به نكاح خود در آورد و اگر يكى از همسران خود را طلاق دهد و با زنى ديگر ازدواج كند ، تمامى همسرانش بر وى حرام مى شوند ، در حالى كه قاضى نعمان مى گويد كه فرد با طلاق دادن يكى از همسران خود و تمام [٤] شدن عدّه آن زن ، مى تواند با فرد ديگرى ازدواج كند . اسماعيليان ايران ، تنها p.٣٤.ابن نديم (م ٣٧٧ق) از نگارش آثارى توسط ابو حاتم رازى (م ٣٢٢ق) و ابو الحسين نسفى (م ٣٣٢ق) خبر مى دهد [٥] در كنار فعّاليت هاى تبليغى ، نخستين عالمان حكومت نوپاى فاطميان ، به نگارش آثار فقهى دست يازيدند . در اين ميان ، فقيه برجسته فاطمى ، قاضى نعمان بن محمّد بن حيون (م ٣٦٣ ق) ، در اواخر ايام حكومت مهدى عبّاسى(٢٩٧ ـ ٣٢٢ق) ، به احتمال قوى بعد از سال ٣١٢ق ، تأليف مفصّل ترين اثر فقهى خود با نام الإيضاح را به [٦] [٧] بود . [٨] قرن دوازدهم، بعد از نقل عبارت قاضى نعمان در اشاره به به منظور استفاده افراد بيشترى از كتاب ، قاضى نعمان ، بنا به كتاب الإيضاح مى گويد: «و از اين كتاب قاضى نعمان ـ كه خداى از او خشنود باد ـ ، در خزانه دعوت ، بجز بخشى اندك از كتاب صلاة موجود نيست كه بيشتر اين بخش را دربر دارد» (فهرست الكتب بر جا مانده است .والرسائل ، ص٣ ٣). درخواست خليفه فاطمى ، تلخيصى از اين كتاب با نام
[١] Mediaeval Ismaili History and: Thought , ed Farhad Daftary , Cambridge , ١٩٩٦, Al-Qadi al -Numan and Ismaili Jurisprudencce ,I, K,Poonawala , pp:١١٧-١٤٣, at p.١١٧[٢] در مورد اين فقيه اسماعيلى و آثارش بخصوص كتاب با اهمّيت الحواشي ر.ك: Biobibliography of Ismaili Litrature, p.١٨٥. علاوه بر نسخ معرّفى شده از كتاب الحواشي، ر.ك: Catalogue of Arabic Manuscripts in the Library of the Insititute of Ismaili Studies , Adam Gacek , vol; ١(Londan,١٩٨٤),p.٤٣[٣] دعائم الإسلام، ج ١، ص٢٠٧ ـ ٢٠٨.[٤] همان، ج ٢ ، ص ٢٣٥. در برخى منابع كتاب الرشد به منصور پدر جعفر نسبت داده شده است . در مورد فعّاليت فقهى ر .ك:Poonawala. I, K, Op. cit,[٥] الفهرست، ابن النديم ، ص ٢٤٠ . ظاهرا حتى اين آثار ، تماما فقهى نبوده اند ؛ چرا كه ابن نديم در مورد {*} كه متأسفانه ، اين آثار برجا نمانده اند .ابو حاتم مى نويسد: «له...كتاب جامع فيه فقه و غير ذلك».[٦] تاريخ الخلفاء الفاطميين بالمغرب، داعى ادريس عماد الدين (م ٨٢٧)، تحقيق : محمّد اليعلاوى، بيروت : دار اين كتاب در ٢٢٠ باب و در بيش از سه هزار صفحه ، الغرب الإسلامي، ١٩٨٥م، ص ٥٦٠. قاضى نعمان در المجالس و المسائرات (بيروت : ١٩٩٦م ، ص٧٩) مى نويسد: اتمام رساند .«و خدمت المهدي بالله من آخر عمره تسع سنين و شهورا و أياما».[٧] ر .ك : الاقتصار، تحقيق : وحيد ميرزا، دمشق، ١٩٥٧م، ص ٩؛ دعائم الإسلام، ج ١ ، ص ١٠٣ ؛ فهرست الكتب تأليف اين كتاب به دستور مهدى عبّاسى آغاز شده تدوين شده بود .والرسائل