فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٠ - ٣ـ بيان مظاهر قدرت در آيات هفتگانه
وقعود وعرش در اصطلاح عرب مظهر قدرت واعتماد برآن رمز تدبير كشور است وقرآن در ضمن بيان مظاهر قدرت، (كه او چنين كرد وچنين آفريد) از استواى خدا بر عرش سخن مى گويد، بايد گفت مقصود از اين جمله اين است كه او بر تخت عزت وعظمت باقى است وبه تدبير جهان مى پردازد ودر اين مورد، نياز به يار و ياور ندارد ومزاحمى براى او نيست.
چنين تفسيرى براى اين جمله آن را با تمام جمله هاى قبلى وبعدى منسجم مى سازد وهمه جمله ها را به يك نقطه سوق مى دهد واگر نام آن را تأويل مى نهند، به خاطر آن استكه عرش در اين آيات كنايه از قدرت آمده است و معنى لغوى آن كه تخت چوبى يا آهنين است، در نظر گرفته نشده وچنين تأويلى تأويل مردود نيست، بلكه تأويل مردود آن است كه با ظاهر جملگى آيه مخالفت شود واتفاقاً ظهور جملگى آن همان است كه ياد آور شديم.
با توجه به آن جمله هاى قبلى وبعدى، اگر جمله مزبور به جلوس خدا بر تخت تفسير شود واينكه او واقعاً بر تخت نشست ويا بر روى آن استقرا ر يافت، در اين صورت جمله معنى مبتذلى خواهد يافت كه نه قراين موجود در آيات آن را تأييد مى كند ونه عرف ادب وسخن شناس، زيرا چنان معنايى با ماقبل ومابعد آن تناسبى ندارد.
از تفسير اين دو آيه در مورد صفات خبرى كه يكى مربوط به آفرينش آدم با دستهاى خدا و دوم استواى خدا بر عرش است، تكليف ديگر صفات خبرى روشن مى گردد واينكه نبايد در تفسير اين نوع آيات واحاديث صحيح، بر ظهور مفردات تكيه كرد، بلكه بايد با توجه به قراين موجود در آيه در تبيين مفاد تصديقى آنها كوشش كرد.