فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٧٩ - ٣ـ بيان مظاهر قدرت در آيات هفتگانه
٦ـ فرمانروايى از آن اوست.
٧ـ براى جهان آفرينش مدبرى جز او نيست.
٨ـ هيچ علت طبيعى (شفيع) در جهان بدون اذن او مؤثر نيست.
٩ـ چنين موجود برتر وداراى چنين مظاهر قدرت، بى نهايت بزرگ وبرتر است (فتبارك اللّه رب العالمين).
١٠ـ چنين موجود والايى شايسته پرستش است، نه مخلوقات او (ذلكم اللّه ربكم).
با توجه به اين امور سه گانه يعنى:
الف: استوا در قرآن ولغت ناظر به استيلا وسلطه است.
ب: عرش وسرير با هم تفاوت دارند وبه مرور زمان عرش به طور كنايه از قدرت وعظمت به كار مى رود.
ج: در آيات هفتگانه كه سخن از استواى خدا بر عرش به ميان آمده است، پيوسته استواى خدا بر عرش با بيان مظاهر قدرت وعظمت همراه بوده است.
با توجه به اصول سه گانه بايد معنى واقعى: (إنّ اللّه على العرش استوى ) يا (الرحمن على العرش استوى) را به دست آورد.
آيا واقعاً قرآن در گرماگرم سخن گفتن از مظاهر قدرت، مى خواهد از جلوس خدا بر تخت سخن بگويد يا مقصود ديگرى دارد؟ وآن اينكه آفرينش اين جهان گسترده توأم با تدبير، با استيلاى خدا بر جهان هستى همراه مى باشد. او همچنان بر عرش قدرت وبر سرير عزت قرار دارد وبر جهان آفرينش مستولى است واز عرش قدرت، عالم خلقت را تدبير مى كند نه مزاحمى داردونه معينى به همين جهت بايد او را پرستيد.
وبه عبارت ديگر، اگر استوا در همه جا نشانه سلطه واستيلاست، نه جلوس