فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٩ - نمونه اى براى تأويل مقبول
معتزله است كه مى گويند: «يد» در اين آيه به معنى قوه و توان است.[١] ولى اين تأويل مردود است زيرا«يد» هر چند به معنى قوه ونعمت، به كار ميرود مانند: (واذكر عبدنا داود ذا الأيد انّه أواب) (ص/١٧).
«از بنده ما داود ياد كن كه صاحب نعمتها وقدرتها كه او بسيار توبه كننده بود». ولى تفسير«يدى» در آيه ياد شده به معنى قوت وقدرت صحيح نيست، زيرا آيه در اين صورت حالت توضيح واضح به خود مى گيرد، زيرا شكى نيست كه هر آفريننده اى كار را با قوه وقدرت انجام مى دهد، چه لزومى دارد كه خدا به چنين توضيح واضحى دست بزند. گذشته از اين، وجه تثنيه چيست؟ چنانكه مى فرمايد: «يدى» اينجاست كه بايد از اين تأويل صرف نظر كرد وراه تأويل مقبول را در پيش گرفت وآن اين است كه آيه ياد شده ظهور تصورى دارد وظهور تصديقى، مقصود از نخست اين است كه خدا با دو دست خود آدم را آفريده است ولى ظهور تصديقى آن اين است كه خدا ابليس را نكوهش مى كند. چرا بر چيزى كه من با عنايت خاص شخصاً آن را آفريدهام سجده نكردى؟ در اين صورت مقصود از «با دو دستم آفريدم» اين است كه من آفرينش را شخصاً انجام داده ام. در اين صورت اين كلمه كنايه است از اينكه آدم مصنوع من بوده نه ديگرى، ترك سجده بر آن اهانتى بر من بود. اتفاقاً همين معنا نيز بر دو آيه ديگر حاكم است:
اگر در اين آيه آفرينش آدم را به دستهاى خود نسبت مى دهد، در آيه ديگر همه نعمتها را مخلوق دستهاى خدا مى داند ومى فرمايد:(أو لم يروا إنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعاماً فهم لها مالكون) (يس/٧١)
«آيا نمى بينند كه از ميان آنچه با دستهاى خود آفريده ايم، براى آنان چهار پايانى قرار داديم كه آنها را مالك هستند».