فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٧ - ٢ توحيد وصفات خبريه خدا
جز يك بامو دو هوا بيش نيست،وقضيه اى است كه صدر و ذيل آن با هم متناقض است، زيرا اگر بناست در تفسيرا يات، معانى لغوى وتصورى آنها محفوظ باشد، بايد كيفيت آنها نيز محفوظ گردد، زيرا واقعيت آنها همان كيفيت آنهاست. دست وپا وصورت بدون كيفيت، دست وپا وصورت نيست. وهرگز بر آن «يد» و «رجل» و «وجه» صدق نمى كند. ومعنى لغوى نيز محفوظ نمى باشد. از يك طرف مى گوييم: خدا به همان معناى لغوى وتصورى داراى دست وپا وصورت است، از طرف ديگر مى گوييم فاقد كيفيت آنهاست و اين دو با هم قابل جمع نيست، زيرا مقوم دست وحافظ معنى لغوى آن، كيفيت آن است ودر صورت فقدان آن نمى توان گفت كه خدا اين صفات را به همان معناى لغوى وعرفى دارد.
ازاين نظر بگذريم، نظريه سوم معنى انديشه تفويض يك فكر ارتجاعى است كه سرچشمه آن ايناست كه گروهى مى پندارند كه فهم معارف قرآن امكان پذير نيست، تو گويى قرآن براى تلاوت وقرائت آمده است نه براى تفكر وتدبر، در حالى كه قرآن مى گويد: (كتاب أنزلناه إليك مبارك ليدبروا آياته وليتذكر أُولو الألباب) (ص/٢٩)
«قرآن كتابى است مبارك، آن را فرو فرستاديم تا در باره آيات آن بينديشند وخردمندان ياد آورى كنند».
چاره جز پيمودن راه چهارم كه تأويل است، چيز ديگرى نيست. اما تأويل بر دو نوع است يكى تأويل مقبول وديگرى تأويل مردود.
مقصود از تأويل مقبول اين است كه با توجه به قراين موجود در خود آيه وآيات ديگر، معنى تصديقى و مفاد جملگى آن را به دست بياوريم. هرچند اين مفاد تصديقى وجملگى آن بر خلاف ظهور تصورى ومفهوم لغوى آن باشد وچنين تأويلى اصولاً تأويل نيست، بلكه پيروى از ظهور تصديقى است واگر بدان تأويل گفته مى شود، به خاطر اين است كه معانى تصورى مفردات محفوظ نمى باشد مثلاً