فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٠ - ١ـ تاريخچه پيدايش مسأله
مسلمانان!!: كلمة اللّه قديم است يا مخلوق، اگر مى گفتند قديم است، مى گفت: پس مسيح طبق گفتار كتاب شما كه كلمة اللّه است، قديم مى باشد.
واگر مى گفتند:مخلوق است، مى گفت: يعنى مى گوييد قرآن حادث و ساخته است[١] يعنى همان كه وليد بن مغيره گفت: (إن هذا إلاّ قول البشر) (مدثر/٢٥)
به طور مسلّم طرف گفتار يوحناى دمشقى انسانهاى ساده لوح بودند وگرنه مى توانستند به سادگى مشت او را باز كنند وبه مغالطه او پاسخ بگويند وآن اينكه: قرآن مخلوق وساخته شده است اما نه مخلوق وساخته بشر، بلكه مخلوق خداست يعنى آن كس كه ماسوى اللّه را آفريده، او نيز قرآن را خلق كرده است، آنچه كه محذور دارد اين است كه قرآن آفريده وساخته دست بشر باشد، نه مخلوق وساخته خدا، اگر مسلمانان مى گويند قرآن مخلوق است مقصود اين است كه مخلوق خداست، ونازل كننده قرآن خالق اين كلمات وجمل واين آيات وسور نيز ميباشد.
از مجموع اين گزارشها استفاده مى شود كه مسيحيان نقش مهمى در طرح مسأله حدوث ويا قديم بودن داشتند وانديشه «قديم بودن قرآن» يا مخلوق نبودن آن، كاملاً ساخته و پرداخته آنان بوده است وآنرا با رندى خاصى به خورد مسلمانان مى دادند.
از اين بيان روشن مى گردد كه سخن مؤلف «المعتزلة» در باره پيدايش انديشه خلقت وحدوث قرآن، كاملاً بى پايه است. ولى هر چند در اين كتاب مواضع معتزله را روشن ساخته وبه گونه اى بر اشاعره واهل حديث خرده گرفته است ولى در هر حال نتوانسته خود را از غلاف اشعرى گرى كه مذهب حاكم بر مصر ومصريان است بيرون آورد وكوشيده است كه مسأله خلقت وحدوث قرآن را كه نقطه مقابل عقيده