فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٩ - ١ـ تاريخچه پيدايش مسأله
عين همين مطلب را مأمون از منطقه «رقّه» به رئيس شرطه بغداد نوشت وياد آورشد: گفتار اهل حديث در باره مخلوق نبودن قرآن همگام با گفتار نصارى در باره عيسى بن مريم است كه مى گويند: او چون كلمة اللّه است ومخلوق نيست.[١]
ابن نديم در فهرست خود كه آن را در سال ٣٧٧ نگاشته، از ابو العباس بغوى نقل مى كند كه من با «قثيون» نصرانى در قسمت غربى «دار الروم» نشستى داشتم، از نظريه عبد اللّه بن محمد بن كلاب (م/٢٤٠) كه مى گفت: «كلام خدا كه سخن خدا است، خود خداست» به ميان آمد، او گفت: خدا ابن كلاب را رحمت كند، او مى آمد در اين گوشه (اشاره به گوشه اى از كليسا كرد) مى نشست واين گفتار ـ كه كلام خدا خود خداست. را از من اخذ كرده است، اگر او زنده ميماند ما او را كمك مى كرديم.
سپس بغوى نقل مى كند كه محمد بن اسحاق طالقانى از او پرسيد كه در باره مسيح چه ميگويد؟ او در پاسخ گفت: آنچه را كه اهل سنت در باره قرآن مى گويند.[٢]
ابو زهره مى گويد: نصارى كه حاشيه نشينان بيت اموى بودند ودر رأس آنان يوحنّاي دمشقى قرار داشت، پيوسته از طرق مختلف تخم شك و ترديد در ميان مسلمانان پخش ميكردند.
قرآن مجيد مسيح را كلمة اللّه معرفى مى كند ومى فرمايد: (إنّما المسيح عيسى بن مريم رسول اللّه وكلمته ) (النساء/١٧١) «مسيح، عيسى فرزند مريم، پيامبر خدا وكلمه اوست» او از اين جمله سوء استفاده مى كرد و مى گفت: