فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٦ - ٢ توحيد وصفات خبريه خدا
معنى لغوى را حفظ كنند ودر عين حال غالباً مايلند به تشبيه وتجسيم متهم نشوند. از اين جهت ميان مسلمين در تفسير اين صفات روشهاى مختلفى است كه ذيلاً ياد آورى مى شود:
١ـ توصيف خدا با اين صفات به معناى لغوى، هر چند مستلزم تشبيه وتجسيم باشد.
٢ـ توصيف خدا با اين صفات به همان معناى لغوى، ولى با التزام به عدم تشبيه.
٣ـ در توصيف خدا با اين صفات، راه حزم واحتياط را در پيش گرفت ومعانى اين نوع آيات وروايات را به خود خدا تفويض كرد ودر حقيقت اين نوع آيات وروايات، از آيات متشابه بوده وراه نجات اين است كه از تفسير آنها دورى جسته وبه خدا واگذار نمود.
٤ـ در توصيف خدا با اين صفات، راه تأويل را در پيش گرفت واز معناى لغوى وتصورى آن صرفنظر كرد.
راه اول مربوط به مجسمه ومشبهه است كه مطرود جامعه اسلامى مى باشند.
راه دوم، مربوط به سلفيها وحنابله وپيرو مكتب آنها ابو الحسن اشعرى است. آنان براى اينكه از تأويل بگريزند واز جانبى وارد مرحله خطرناك تشبيه نشوند، در تفسير اين آيات وروايات همان معنى لغوى را مى گيرند ومى گويند واقعاً خدا دست وپا و صورت دارد ،چيزى كه هست فاقد كيفيت است واگر در نوشته هاى خود مى گويند: «بلاكيف» مقصود همين است. يعنى دست دارد، اما فاقد كيفيت دست انسان است وگاهى براى تخفيف از مصدر جعلى آن استفاده مى كنند ومى گويند: «بلكفه».
وما در تحليل عقايد اشاعره اين نظريه را نقد كرديم و گفتيم: چنين عقيده اى