فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٣ - القاب معتزله
٤ـ القدرية: اين لقب را مخالفان معتزله به آنان مى دهند تا مشمول حديثى باشند كه از پيامبر نقل شده كه «القدرية مجوس هذه الامة» ولى از نظر قواعد ادبى، اين لقب به قائلان به قدر كه همان اشاعره واهل حديث باشند تناسب بيشترى دارد، نه با معتزله كه نافى قدر هستند همچنانكه عدليه به گروهى گفته مى شود كه قائل به عدلند نه نافى آن وما در جلد اول اين فرهنگ، در اين باره به طور گسترده سخن گفتيم.
٥ـ ثنويه: اين لقب را نيز دشمنان معتزله به آنان داده اند وعلت آن اين است كه معتزله ميگويند: خير از خداست وشر از بندگان خداست، گاهى گفته مى شود كه وجه آن اين است كه آنان، بندگان خدا را در افعال خود مستقل مى انديشند وارتباط آنان را با خدا قطع مى كنند، تو گويى در جهان دو فاعل مستقل ودو خالق متمايز داريم وما در فصل عقايد معتزله، در اين مورد بحث خواهيم كرد.
٦ـ معطّلة: چون صفات خدا را عين ذات مى دانستند، تو گويى ذات را از توصيف به صفات تعطيل مى كنند. ولى حق اين است كه معطله از اوصاف جهميّه است كه اصولاً ذات را با صفات توصيف نمى كنند و هيچ نوع واقعيتى براى صفات قائل نيستند، در حالى كه معتزله، خدا را با صفات ذاتى توصيف مى كنند، چيزى كه هست در اين مورد دو مسلك دارند، يكى مسلك نيابت ذات از صفات، ديگرى مسلك عينيت ذات با صفات واگر هم بر قول به نيابت بتوان نام تعطيل نهاد، قول دوم نقطه مقابل تعطيل است. ومشروح اين قسمت رادر عقايد معتزله مى آوريم.
٧ـجهميّه: اين لقب را احمد بن حنبل به آنان داده است، در حالى كه جهميّه منسوب به «جهم بن صفوان» مقتول در سال ١٢٨ هستند ولى چون او در پاره اى از موارد با معتزله موافق است، از اين جهت احمد بن حنبل همه را به يك چوب رانده وبه همه مى گويد«جهمى».
٨ـ وعيديه: مقصود اين است كه آنان مى گويند: خدا همان طور كه بايد به