فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٣ - نظام و مذهب
٢ ـ او معتقد بوده كه واقعيت انسان روح اوست و آن جسم لطيفى است كه داخل بدن او مى باشد، آنگاه عبد القاهر بغدادى اشكال كودكانه اى متوجه او كرده كه انسان از نقل آن شرم مى كند، مثلاً مى گويد:
اگر واقعيت انسان روح او باشد، در اين صورت اگر انسانى را ديديم، بايد بگوييم: او را نديده ايم، زيرا جسد او را ديده ايم نه واقعيت او را.
و نيز مى گويد:بنابر اين صحابه،پيامبر را نديده اند،بلكه جسد او را ديده اند!
يادآور مى شويم: اين تنها نظام نيست كه واقعيت انسان را روح او مى داند، بلكه قرآن نيز اين نظريه را تأييد مى كند ـ آنجا كه در پاسخ منكران معاد كه پخش اجزاى بدن انسان در زمين را دستاويز انكار معاد قرار داده بودند ـ چنين مى گويند: (قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ المَوتِ الَّذِى وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِنَّكُمْ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجِعُونَ)(سجده/١١).
«بگو فرشته مرگ كه بر شما گمارده شده شما را مى گيرد، آنگاه به سوى پروردگار خود باز مى گرديد.»
اين آيه حاكى است كه واقعيت آدمى همان روح اوست كه فرشته مرگ آن را مى گيرد و هيچگاه در زمين پخش نمى شود، آنچه كه پخس مى شود، لباس اوست و پخش آن در جهان مانع از معاد انسان نيست، چون واقعيت او كه روح اوست گم نشده بلكه نزد خدا محفوظ است و وارد هر بدنى شود، واقعيت او را تشكيل مى دهد.
نظام و مذهب«صرفه»
از آرايى كه در اعجاز قرآن به نظام نسبت داده اند، نظريه صرفه است. خلاصه اين نظريه آن است كه اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت در حد خارج از