فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥١ - نمونه اى از دانش تفسيرى و كلامى او
زيرا مفاد آيه اول، عدالت ميان زنان متعدد را غير ممكن مى داند، در حالى كه آيه دوم از امكان آن گزارش مى دهد و مى گويد: اگر ترسيديد كه نتوانيد ميان آنان به عدالت رفتار كنيد، به يكى اكتفا كنيد.
عمرو بن عبيد در پاسخ گفت: آيه نخست مربوط به مهر و محبت است كه از اختيار انسان خارج بوده و براى خود ملاكات خاصى دارد، ايجاد تساوى در ميان آنان از نظر تمايلات قلبى امكان پذير نيست، در حالى كه دومى مربوط به هزينه زندگى و رفتار عادلانه در ميان آنان است كه كاملاً امكان پذير است.[١]
ياد آور مى شويم: ريشه اين اشكال به ابن أبى العوجا ملحد عصر امام صادق ـ عليه السلام ـ باز مى گردد. او در بصره اين شبهه را منتشر كرد تا نتيجه بگيرد كه در قرآن تناقض هست. وقتى هشام بن حكم از اشكال او آگاه شد، براى فراگيرى پاسخ، بصره را به عزم مدينه ترك گفت. و به حضور امام صادق رسيد و اشكال ابن أبى العوجا را مطرح كرد. امام در پاسخ او همان را گفت كه از عمرو بن عبيد نقل كرديم. وقتى هشام به بصره بازگشت و ابن أبى العوجا را از پاسخ آگاه ساخت، وى گفت: اين جواب از تو نيست. اين پاسخ را شتران از حجاز آورده اند.[٢]
احتمال دارد پاسخ امام صادق به عمرو رسيده باشد، همان طور كه احتمال دارد پاسخ ابتكار خود او بوده، در اين صورت بايد هر دو را از مقوله «توارد خاطرين» ناميد.
جاحظ مى گويد: مردى با عمرو بن عبيد در باره قدر مناظره كرد و گويا آن مرد قدرى قائل به جبر بوده و تقدير الهى را مايه سلب اختيار از بشر مى دانست. عمرو در پاسخ او گفت: در قرآن آيه اى است كه شك را از دل شما مى زدايد و آن اينكه