فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣١ - ٢ معتزله در عصر معتصم وواثق باللّه
اسحاق: چيزى مانده كه نياموخته باشى؟
احمد: بلى.
اسحاق: اين همان چيزى است كه تو نمى دانى، ولى امير مؤمنان آن را مى داند.
احمد: من همان را مى گويم كه امير مؤمنان مى گويد.
اسحاق: درخلق قرآن؟
احمد: بلى، در خلق قرآن.
در اين موقع، شهود بر اقرار او گواهى دادند وتبرئه گرديد وبه او خلعت بخشيدند وروانه منزلش شد.[١]
آيا مناظره عبد الرحمان واسحاق با احمد در يك مجلس بوده، يا در دو مجلس؟ بنابر فرض دوم،مجلس دوم به فاصله چند روز برگزار شده، چندان روشن نيست.
مسعودى فقط بخش اول گفتار يعقوبى را آورده، مى گويد: در سال ٢١٩، معتصم بر احمد٣٨ شلاق زد تا به خلق قرآن اعتراف كند.
جزرى[٢] در تاريخ خود ياد آور مى شود، معتصم احمد را احضار كرد واز او در خواست كرد بر خلق قرآن اعتراف كند. او ابا ورزيد. دستور داد كه او را تازيانه بزنند، تا آنجا كه از هوش رفت وپوست او زخم برداشت ودست بسته روانه زندان گرديد.[٣]
مسأله محنت احمد در عصر معتصم، بعدها رنگ سياسى به خود گرفت. اهل حديث وحنابله كوشش مى كنند كه از احمد قهرمانى بسازند كه در راه عقيده