فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٢ - تقدير و قضاء نزد معتزله
مجموع اين آيات و غير اينها همگى ما را به تقدير هاى علمى و عينى و قضاهاى علمى و عينى رهبرى مى كند.
اگر از آيات الهى بگذريم، روايات نيز بر آن گواهى مى دهند و با توجه به آنچه كه از آيات نقل كرديم، نيازى به آوردن روايات نيست، در حالى كه ما از آيات بسيار، تنها كمى از آنها را وارد بحث كرديم.
تقدير و قضاء نزد معتزله
تا اين جا با تاريخچه مسئله قضاء و قدر و معانى آن دو آشنا شديم همچنانكه روشن گرديد كه ظواهر آيات اين است كه تقدير و قضاى الهى شامل همه پديده هاست، خواه وجود انسان يا افعال او، يعنى آنچه كه انسان انجام مى دهد از حيطه قضاء و قدر الهى بيرون نيست، فعل او نيز قبلاً اندازه گيرى شده و بر تحقق آن حكم شده است ولى معتزله كه براى حفظ اصل « عدل» افعال انسان را از قلمرو قضاء و قدر الهى بيرون مى دانند در دلايل عقلى قضاء و قدر و نقلى آن،به نوعى تخصيص قائل مى شوند و معتقدند كه همه چيز از جانب خدا با اندازه گيرى خاصى به حكم و ايجاب او آفرينش پيدا مى كند، جز افعال انسان كه خصوصيات آن از طرف خود انسان طراحى مى شود، اگر اندازه گيرى مى شود، به وسيله خود انسان انجام مى گيرد و اگر پس از پيدايش علت، وجود او لازم و واجب مى گردد، به وسيله علت اوست كه انسان است.
در حقيقت حفظ اصل عدل، سبب شده است كه افعال انسان از حيطه قضاء و قدر بيرون برود و به همين جهت كمتر در باره قضاء و قدر سخن مى گويند. اگر مطالب راجع به قضاء و قدر، كتابهاى اهل حديث و اشاعره را پر كرده، در كتابهاى موجود از معتزله، قضاء و قدر، به صورت كمرنگ مطرح شده و محور سخنان آنان دو مطلب بيش نيست: