فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٤ - برداشت معتزله از قضاء و قدر
نمايد، از اين جهت از قضاء و قدر در باره افعال انسان،فقط اطلاع و آگاهى خدا از افعال يا فرمان به طاعات را پذيرفته اند، براى توضيح بيشتر برخى از كلمات آنان را نقل مى كنيم. قاضى عبد الجبار مى گويد:
«اگر كسى از شما سؤال كند: آيا افعال بندگان، به قضاى الهى صورت مى پذيرد يا نه؟ در پاسخ او بگو: مقصود شما از اين دو واژه چيست:
١ـ اگر مقصود اين است كه آنها را خلق مى كند، به خدا پناه مى برم از اين انديشه، چگونه مى توان افعال انسان را مخلوق خدا دانست در حالى كه افعال بندگان در گرو عزم و قصد، داعى و انگيزه آنها است اگر خواستند انجام مى دهند و اگر خوش نداشتند، ترك مى كنند، هر گاه افعال بندگان با اين خصوصيت مربوط به خود آنان نباشد بايد گفت، افعال خدا نيز (چنين ويژگى را نيز دارند) مربوط به خود او نيست، زيرا ما پيوسته از اين طريقه، فعل فاعل را تشخيص مى دهيم.
٢ـ اگر مقصود،همان ايجاب والزام است چگونه مى توان قضاء را به آن تفسير كرد در حالى كه برخى از افعال فاقد حسن بوده، در اين صورت چطور مى توان گفت خدا آن را واجب ويا بر وجود آن حكم كرده است.
٣ـ اگر مقصود از آن اعلام واخبار است، اين در مواردى صحيح است ولى براى اداى اين مقصود نبايد اين واژه را به كار ببريم، زيرا لفظى كه در معنى صحيح وغير صحيح به كار مى رود نبايد آن را به كار برد، مگر آن كس كه حكمت وعدل او ثابت شده است.»[١]
مؤلف معتزلة اليمن كه زندگى وعقايد يحيى بن الحسين ٢٤٥ـ٢٩٨،(امام زيديه در عصر خويش، وناقل آراى معتزله به يمن)نوشته از رسائل العدل والتوحيد او نقل مى كند ومى گويد:قضاء در قرآن به سه معنى است: