فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٨ - ج ـ از خدا فعل قييح سر نمى زند
ولى مى توان اين مقدمه را از طريق ديگرى نيز ثابت كرد وآن اينكه فرض اين است كه عقل، يك قضيه كلى ومطلق را درك مى كند. خرد درك مى كند كه اين فعل در تمام شرايط واز هر فاعلى سر بزند، قبيح و زشت ودر نتيجه مستحق ذم وملامت است واين قضيه، به همين صورت در پيشگاه خدا نيز حاضر است، يعنى او نيز حكم مى كند كه ارتكاب اين عمل، قبيح ومرتكب آن مستحق توبيخ و سرزنش است. در اين صورت چگونه خدا با چنين علم وداورى، كار قبيحى را انجام مى دهد؟!
با توجه به اين مقدمات سه گانه، عدل الهى خود به خود ثابت مى شود، وخرد داورى مى كند كه خدا عادل است وهرگز از او كارى بر خلاف عدل سر نمى زند. اين نه به خاطر آن است كه عقل، بر افعال خدا حاكميت داشته و مجال را براى او ضيق وتنگ مى سازد. بلكه عقل در پرتو يك رشته آگاهيهاى مقدماتى به چنين نتيجه مى رسد همين طورى كه در پرتو يك رشته آگاهيها در باره مثلث به نتيجه خاصى نايل مى گردد.
آرى ادراك خرد در مسائل حكمت نظرى، إخبار وگزارش است ودر حكمت عملى، حكم وداورى است، ولى داورى او بى ملاك نبوده بلكه با توجّه به يك رشته اصول داورى مينمايد. وعقل چنين جمع بندى مى كند كه:
١ـ برخى كارها طبعاً بد وناپسند هستند.
٢ـ خدا نيز از بدى آنها آگاه است.
٣ـ انجام دهنده كارهاى بد، شايسته ملامت وسرزنش نزد خدا و خلق او است.
با توجه به اين سه مطلب، چگونه خدا بر كار قبيح اقدام مى كند؟ اينجاست كه مسأله عدل يكى از اصول معتزله قرار گرفته وثمراتى بر آن مترتب مى گردد وهر يك شايسته بحث وگفتگوست وآنها عبارتند از: