اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٨٤
هرگاه خدا بخواهد به بندهاى خير دهد، قناعت را به او الهام مىكند. چنين بندهاى بهقدر كفاف بسنده مىكند و با لباس عفاف خود را مىپوشاند.
يعنى چشم به مال ديگران نمىدوزد و بهسوى ديگران دست نمىيازد.
٦. زمينههاى قناعت الف. پرهيز از حرص و آز: حضرت على (ع) فرمود:
«لَنْ تُوجَدَ الْقَناعَةُ حَتّى يُفْقَدَ الْحِرْصُ» «١» تا حرص نابود نشود، قناعت پديد نمىآيد.
امام باقر (ع) فرمود:
«انْزِلْ ساحَةَ الْقَناعَةِ بِاتِّقاءِ الْحِرْصِ وَادْفَعْ عَظيمَ الْحِرْصِ بِايثارِ الْقَناعَةِ» «٢» با پرهيز از حرص و طمع، در ميدان قناعت فرود آى و خطر حرص را با مقدّم داشتن قناعت برطرف كن.
ب. عفيف بودن: عفت بهمعناى خود بسندگى و اكتفا به مقدورات و امكانات خود و چشم ندوختن و دست دراز نكردن به طرف ديگرى است كه هم در مورد نيازمندى مالى معنا پيدا مىكند و هم در مورد نيازمندى جنسى. مراد از عفاف در اين بحث، عفيف بودن در نيازهاى مالى و مادّى است. به فرموده حضرت على (ع):
«عَلى قَدْرِ الْعِفَّةِ تَكُونُ الْقَناعَةُ» «٣» قناعت به اندازه عفت است.
شايد بتوان گفت كه قناعت و عفّت در يكديگر تأثير متقابل دارند؛ چنانكه آن حضرت مىفرمايد:
«كُلُّ قانِعٍ عَفيفٌ» «٤» هر قناعتكنندهاى عفيف است.