اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٥٢
مسلم بن عوسجه، از دلير مردان لشكر امام، از جا برخاسته عاشقانه مىگويد:
... قسم به خدا! نيزهام را در سينههايشان خواهم كوفت. و شمشيرم را تا وقتىكه دستهاش در دستم باشد، بر آنها خواهم زد، و اگر سلاحى نداشته باشم كه با آنها بجنگم، با سنگ آنها را مىزنم ... به خدا سوگند! اگر كشته شده و سپس زنده شوم و آنگاه سوزانده شوم، پس از آن خاكسترم را به باد دهند، و اين كار را هفتاد بار با من انجام دهند، از تو جدا نخواهم شد «١» يگانه پرچمدار كربلا، حضرت عباس (ع)، دربرابر دشمن ناپاك، چون شير مىخروشيد و رعدآسا به آن حراميان كوردل يورش مىبرد. آنگاه كه دست راستش را قطع كردند، گفت:
به خدا سوگند! اگر چه دست راست مرا قطع كرديد، ولى همچنان از دينم و از امامى كه يقين راستين دارد، و فرزند پيامبر پاك و امين است، حمايت خواهم كرد. «٢» ٨. دوستى و محبت دوستى و محبت نسبت به ديگران يك استعداد فطرى است كه خداى تعالى در وجود هر انسانى قرار داده است، تا تمام افراد بشر در پرتو رحمت و عطوفت الهى و در صلح و آرامش با يكديگر زندگى كنند.
خداى متعال كه سرچشمه زلال محبت و رحمت است، خطاب به پيامبر (ص) مىفرمايد:
«وَ ما ارْسَلْناكَ الَّا رَحْمَةً لِلْعالَمينَ» (انبياء: ١٠٧)
تو را جز رحمت براى جهانيان نفرستاديم.
در آيهاى ديگر نيز با تصريح بر لزوم رحمت و محبّت، اهميّت آن را بيان مىفرمايد:
«فَبما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ...» (آل عمران: ١٥٩)
به موجب رحمت الهى تو بر آنها نرم دل شدى، و اگر تندخوى سختدل بودى، از پيرامونت پراكنده مىشدند.
از آيات مزبور درمىيابيم كه اين رفتار محبتآميز پيامبر (ص) بود كه آنان را بر گِرد شمع وجودش جمع كرد و از نعمت اسلام و هدايت الهى بهرهمند شدند.