اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٠٨
دستور كار پيامبر (ص) قرار داده و افراد بشر را بدان سفارش فرموده و حتى يك سوره قرآن مجيد را به آن اختصاص داده است.
خداوند در سوره «شرح» پس از آنكه بهطور تلويحى اعلام مىكند كه پيامبرش را در راه «رسالت» يارى كرده و او بار سنگين «ابلاغ اسلام» را به منزل رسانده است. تصريح مىكند كه همراه هر «سختى»، «آسانى» اى هست. آنگاه با صراحت چنين مىفرمايد:
«فَاذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ الى رَبِّكَ فَارْغَبْ» «١» چون از كار فارغ شدى، به عبادت كوش و به پروردگارت مشتاق شو.
مفسّران در تفسير اين آيه، مصداقهاى گوناگونى را براى آن بيان كردهاند؛ «٢» وجه مشترك همه آنها اين است كه هرگاه از كار اولى فارغ شدى به دومى بپرداز و به همين ترتيب وظايف را به نحو احسن انجام بده.
علاوه بر طرح اصل «فعّاليت» از سوى قرآن مجيد، روايات اسلامى نيز در مدح و ستايش «سعى و كوشش» و نكوهش «كسالت و تنبلى» دادِ سخن دادهاند؛ براى تبرّك، به يك سخن از امير مؤمنان (ع) بسنده مىكنيم. آن حضرت طىّ نامهاى به عثمان بن حنيف- استاندار بصره- اوصاف خويش را بازگو مىكند و از كمخرجى، كم خورى و پركارى خود سخن به ميان مىآورد و تأكيد مىكند كه شيعه بايد در حد توان بدو اقتدا كند، در قسمتى از آن مىفرمايد:
«... الا وَ انَّكُمْ لا تَقْدِرُونَ عَلى ذلِكَ وَ لكن اعينُونى بِوَرَعٍ وَاجْتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدادٍ ...» «٣» شما نمىتوانيد مانند من باشيد ولى با ورع، جّد و جهد، پاكدامنى و درستكارى مرا يارىكنيد.
١٠. پيامدهاى كسالت بدون ترديد، انسان تنبل و كسل، علاوهبر محروميتاز منافع سرشار تلاش و كوشش، به زيانهاى جبرانناپذير كسالت نيز گرفتار مىشود كه برخى از آنها را از زبان روايات بازگو مىكنيم: