اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٣٨
«فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبادَاللَّهِ وَ بادِرُوا اجالَكُمْ بِاعْمالِكُمْ» «١» اى بندگان خدا از [نافرمانى] خدا بپرهيزيد و با اعمال نيك خود بر اجلهاتان پيشى گيريد.
حضرت امام سجّاد (ع) نيز مىفرمايد:
«انَّمَا الْاسْتِعْدادُ لِلْمَوْتِ تَجَنُّبُ الْحَرامِ وَ بَذْلُ النَّدى فِى الْخَيْرِ» «٢» آمادگى براى مرگ، پرهيز از كارهاى حرام و دست و دل باز بودن در نيكوكارى است.
وقتى با احراز شايستگىهاى عملى مسئله مرگ براى آدمى حل شد، او شايستگى گام برداشتن در ميدانى وسيعتر (شهادت طلبى) را پيدا مىكند. امام على (ع) در اين باره مىفرمايد:
«وَاللَّهِ لَابْنُ ابى طالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْىِ امِّهِ» «٣» به خدا سوگند! علاقه فرزند ابوطالب به مرگ از علاقه طفل شيرخوار به پستان مادر بيشتر است.
امام حسين (ع) در هنگام خروج از مكّه ضمن خطابهاى مىفرمايد:
«وَ ما اوْلَهَنى الى اشْتِياقِ اسْلافى اشْتِياقَ يَعْقُوبَ إلى يُوسُفَ» «٤» و من به ديدار نياكانم آنچنان اشتياق دارم [درست] مانند اشتياق يعقوب به ديدار يوسف.
ج. بينش و درك صحيح: معرفت و بصيرت قلبى، ايمان مذهبى افراد را از خرافات، جمود فكرى و تعصّب كوركورانه دور نگه مىدارد از اين رو، اگر روحيه شهادتطلبى با بينش و آگاهى همراه نباشد، ممكن است به نيروى توفندهاى زودگذر و باطلگرا مبدّل شده انسان را در مجارى باطل قرار دهد. نمونهاش را در خوارج صدر اسلام و بعد به گونههاى مختلف ديديم و هنوز هم شاهديم. آنها هم ايمان مذهبى داشتند و هم اهل تهجّد و قرآن بودند، ولى چون در دين خود بصيرت كامل نداشتند، شهادت را در ميدان جنگ با اميرمؤمنان مىجُستند؛ چرا كه در باورهاى مكتبى خود به مرحله يقين نرسيده بودند. امام باقر (ع) مىفرمايد:
«وَ لا نُورٌ كَنُورِ الْيَقينِ» «٥» نورى همانند نور يقين وجود ندارد.