اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٥٦
درس سيزدهم دعا و نيايش و اهتمام به واجبات و مستحبات ١. دعا و نيايش دعا ريشه در فطرت آدمى دارد؛ چنانكه اعتقاد به خدا و يگانگى او نيز امرى فطرى و وجدانى است:
«وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَالْارْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ» (زمر: ٣٨)
و اگر از آنها بپرسى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده؟» حتماً مىگويند: «خدا!» قرآن كريم براى تبيين اين مطلب، تشبيه جالبى به كار برده و انسانهايىرا مثالمىزند كه سوار بر كشتى، در وسط دريا دچار طوفان سهمگين گرديده هيچ گونه منجى و پناهگاهى براى خويش نمىيابند. آنگاه است كه از صميم جان و باطن خويش متوجّه خداوند شده او را مىخوانند و نجات خويش را از او درخواست مىكنند.
«فَاذا رَكِبُوا فِى الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدَّينَ» (عنكبوت: ٦٥)
هنگامىكه سوار بر كشتى شوند، خدا را با اخلاص مىخوانند [و غير او را فراموش مىكنند].
٢. ارزش و اهمّيت دعا در اسلام «دعا» در فرهنگ اسلامى به كرّات مطرح شده و بسيار مورد تأكيد و توصيه قرار گرفته است.
در قرآن كريم مىخوانيم:
«وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونى اسْتَجِبْ لَكُمْ» «١» (مؤمن: ٦٠)
و پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانيد تا [دعاى] شما را بپذيرم!»