اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٦٣
مقامپرستى، قدرتطلبى و دنيا دوستى در جانمان ريشه نكند؛ زيرا رشد هر يك از رذايل ياد شده، به تدريج انسان را به ورطه سقوط و سركشى مىكشاند.
ب. به كار بستن دستورات الهى در جهات مثبت و منفى؛ بدين معنى كه از محرمات پرهيز كنيم و واجبات را به جا آوريم.
ج. رعايت سلسله مراتب در امور حكومتى و نظامى؛ بهنحوى كه از هرگونه كمك مثبت در جهت تقويت نظام مقدس جمهورى اسلامى دريغ نورزيم.
د. تداوم راه شهدا؛ بهگونهاى كه اجازه ندهيم نامحرمان وارث خون پاكشان گردند.
ه. مطالعه فرجام متجاوزان؛ ملاحظه فرجام ناهنجار متجاوزگرانى از قبيل قوم ثمود، فرعون، خاندان منحوس پهلوى، ليبرالهاى خائن و ... و عبرت از سرنوشت تيره آنها.
و. استمداد از خداوند بزرگ؛ بدين معنا كه از او بخواهيم كه ما را از گرفتار شدن به چنين عاقبت شومى حفظ نمايد چنانكه حضرت سجاد (ع) از خدا مىخواهد:
«... وَازْوِ عَنّى مِنَ الْمالِ ما يُحْدِثُ لى مَخيلَةً اوْ تَأَدِّياً الى بَغْىٍ اوْ ما اتَعَقَّبُ مِنْهُ طُغْياناً» «١» پروردگارا ... مال و ثروتى كه ايجاد كبر و غرور كند يا منجر به كبر و غرور شود يا موجب طغيان و كفران و خودسرى گردد، آن مال و ثروت را از من دور دار.