اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٤٦
الف. آرامش قلبى: بندگى خدا، آرامش قلبى خاصى را در انسان ايجاد مىكند كه هيچگاه حزن و اندوهى او را فرا نگرفته دردى جز فراق يار در او راه پيدا نخواهد كرد؛ زيرا او با موجودى مرتبط مىشود كه به همراه رحمت عام خود، رحمت خاصش را نيز شامل حال او گردانيده و در كوران حوادث زندگى و مشكلات طاقتفرساى آن تنها تكيهگاه مطمئن و بهترين يار و ياورش مىباشد. امام على (ع) به اين حقيقت اشاره كرده مىفرمايد:
«عِبادَاللَّهِ، إِنَّهُ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ، يَأْمَنْ وَ يَسْتَبْشِرْ ...» «١» بندگان خدا! هر كس كه خدا را اطاعت و فرمانبردارى كند، آسوده خاطر و خرّم خواهد شد.
ب. حرّيت و آزادگى: بندگى پروردگار، آدمى را آزاد مرد مىسازد و چنان نيرويى در وجود او قرار مىدهد كه آن فرد در برابر هيچ ذلّتى سر خم نمىكند. نه در برابر مستكبران و زورمداران سر تعظيم فرود مىآورد، نه در مهالك گناه مىلغزد، نه در خوشى و رو آورى دنيا خود را مىبازد و نه درگير و دار مشكلات، مأيوس و سرخورده مىگردد؛ بلكه او همواره «حرّ» و «آزاده» است و با عبوديّت الهى از حرّيت و آزادگى خود- كه هماهنگ با فطرت و سرشتش نيز مىباشد- پاسدارى مىكند. امام على (ع) در اين باره مىفرمايد:
«لا تَكُونَنَّ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً» «٢» هرگز بنده غير خود مباش؛ چرا كه خداوند تو را آزاد آفريده است.
ج. صبغه الهى اعمال: عبوديت به اعمال انسان رنگ و صبغه الهى مىدهد. امام خمينى (ره) در اين باره مىفرمايد:
انسان اگر عبوديّت خدا را فقط، بندگى خدا را فقط بپذيرد و از عبوديت ساير چيزها يا ساير اشخاص احتراز كند، از كانال عبوديت خدا در دنيا وارد بشود، در طبيعت وارد بشود، از كانال عبوديت خدا مدرسه برود، در وزارتخانه وارد بشود، در جامعه وارد بشود، هر كارى كه انجام بدهد، عبادت است؛ براى اينكه مبدأ عبوديت خداست. شما ملاحظه كرديد كه در قرآن شريف و همين طور در نماز، وقتىكه مىخوانيد نماز را، نسبت به رسول اكرم (ص) «عبدُهُ وَ رَسُولُه»