اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٩٩
خلاصه حدّ ميانى ترس و بىباكى، شجاعت است كه همچون ديگر مفاهيم اخلاقى با اضداد خود شناخته مىشود و در ارزش معنوى آن همين بس كه قرآن كريم پيامبر اسلام (ص) و اصحاب خاص آن حضرت را با اين خصوصيت معرفى مىكند و شجاعت را از امتيازات آنان مىداند. شجاعت امتيازى جاودانه استكه نام و ياد صاحب خود را درطول تاريخ زندهمىكند. حمزه سيدالشهدا از جمله آنهاست. او در اثر شجاعت كمنظير، «اسداللّه» لقب گرفت و با اين صفت در چهره تاريخ مشهود گشت.
شجاعت براى هر كس زيبنده است، و براى نظاميان زيبندهتر بلكه امرى حياتى و ضرورى است و بدون آن، از تسليحات پيشرفته نظامى هم نمىتوان به خوبى استفاده كرد. ميدان جنگ، صحنه واقعى براى نمايش شجاعت و تمييز بين افراد شجاع و ترسو است.
شجاعت از عزّت نفس و قوّت قلب منشأ مىگيرد و ترس از ضعف نفس و ذلّتپذيرى برمىخيزد. دلير مردان، در گفتار و عمل، از گرايشهاى ننگآور دورى مىجويند و با دوست و دشمن با كرامت نفس برخورد مىكنند. كسى كه از كارهاى زشت و زننده بيشتر پرهيز مىكند، جرئت درونى و شجاعت او نيز بيشتر است.
عبّاس بن على (ع) از جمله اينهاست.
پايدارى در برابر مشكلات و پيامدهاى گوناگون جنگ، قاطعيّت و شدّت عمل در برابر دشمن از نشانههاى عينى و انفكاك ناپذير شجاعت است. آنانكه در مقابل آفات جنگ مقاومت ندارند، در صحنه رويارويى با دشمن نيز ناتوانند.
توجيه افراد و تبيين اهداف جنگ از مؤثّرترين راههاى تشجيع نيروهاى مجاهد است كه گاهى بهطور علنى انجام مىشود. همان روشى كه عبداللّه بن رواحه در جنگ موته بهكار گرفت و گاهى بهطور سرّى صورت مىگيرد. شيوهاى كه عمار ياسر در مقاطعى از جنگ صفين برگزيد.
ديگر از بحثهاى مربوط به اخلاق نظامى «ايثار» است كه در اسلام از ارزش والايى برخوردار مىباشد.
ايثار بهمعناى مقدم داشتن ديگران بر خويشتن آمدهاست، ولى در امور نظامى معناى گستردهترى دارد و گذشت از جان و مال و مقام و شخصيت و مانند آنرا شامل مىشود.
ايثار به دو قسم مثبت و منفى تقسيم مىشود: ايثار مثبت مانند مقدم داشتن ديگران بر خود، مقدّم داشتن خواست الهى بر هواى نفس، مقدم داشتن روح سلحشورى در امور نظامى، ترجيح حق بر باطل و ...
بوده و ايثار منفى مانند فداكارى در جبهه باطل، ترجيح دنيا بر آخرت، ايثار بىمورد و ... ازاين قبيل مىباشد.
فوايد ايثار عبارتند از: بروز گوهرهاى انسانى، زبونى و شكست دشمن، سَرْوَرى و سرافرازى.