اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٥٣
اگر در تابستان شما را بخوانم، گوييد هوا سخت گرم است، مهلتى ده تا گرما كمتر شود. اگر در زمستان فرمان دهم، گوييد سخت سرد است، فرصتى ده تا سرما از بلاد ما به در شود.
ج. ناآگاهى كوته فكرى و نبودن بينش و آگاهى لازم در نيروها، آفت بزرگى در متابعت از اوامر فرماندهى و مانع سختى در پيشرفت امور است.
على (ع) تأثير ناآگاهى در رفتار فرد را گوشزد نموده مىفرمايد:
«فَإنَّ العامِلَ بِغَيْرِ عِلْمٍ كَالسَّائِرِ عَلى غَيْرِ طَريقٍ فَلا يَزيدُهُ بُعْدُهُ عَنِ الطَّريقِ الْواضِحِ الَّا بُعْداً مِنْ حاجَتِهِ» «١» آنكه ندانسته كارى كند، مانند كسى است كه به بيراهه مىرود، هر چه در آن راه پيش [تر] رود، از مقصود خود دورتر مىشود.
در جنگ صفين، نيروهايى كه نسبت به اهداف نبرد ناآگاه بودند و از توطئههاى دشمن نيز اطلاعى در دست نداشتند از فرمان على (ع) سربرتافتند و زمينه صلح تحميلى و ننگينى را با معاويه فراهم ساختند.
د. تفرقه دوگانگى و اختلاف ثمره فعاليّتهاى تبليغى دشمن، دسيسههاى منافقان، انگيزههاى نفسانى نيروها و عواملى از اين قبيل است. عامل تفرقه موجب مىشود تا نيروها با يكديگر همكارى و هميارى نكنند. و اين خود اثر مخربى را بر انسجام آنها گذاشته و اطاعتشان را از فرماندهى سست و كمرنگ مىنمايد. دشمن نيز با بهرهگيرى از اين نقطه ضعف، در صدد پياده كردن نقشههاى خود برآمده و ضربههاى كارى را وارد مىسازد؛ چنانكه معاويه پس از اطلاع از گسترش تفرقه و اختلاف در بين نيروهاى حضرت على (ع)، بىدرنگ افراد مهاجم و غارتگر خود را به مناطق تحت حاكميت آن حضرت اعزام نمود تا آن مناطق را زير سلطه خود درآورند. «٢»