اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٧١
امير مؤمنان (ع) مىفرمايد:
رسول خدا (ص) سوره «اعلى» را دوست مىداشت. «١» سخن مزبور بدين معناست كه اشتياق آن حضرت به اين سوره، بروز و نمود بيشترى داشته است. ابن عباس مىگويد:
روزى پيامبر (ص) به من فرمود: برايم قرآن بخوان! من هم شروع به تلاوت سوره «نساء» كردم، تا اينكه به آيه «فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهيدٍ ...» (نساء: ٤١) رسيدم، كه در اين هنگام چشمان آن بزرگوار پر از اشك شد و فرمود فعلًا بس است. «٢» ٨. تقديس قرآن خداوند درباره قرآن مىفرمايد:
«لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ» (فُصلت: ٤٢)
نه از پيش روى قرآن باطل راه يابد و نه از پس آن، [چرا كه] از جانب خداوندى حكيم و ستودنى نازل شده است.
همچنين خداوند براى اين كتاب مقدس حريم و قداست قائل شده و فرموده است:
«لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه: ٧٩)
علّامه طباطبايى (ره) در تفسير اين آيه مىنويسد:
كلام در سياق بزرگداشت امر قرآن است. مىخواهد قرآن را تجليل كند و از همين جا مىفهميم كه منظور از مسّ قرآن دستكشيدن به خطوط آن نيست «٣» بلكه علم به معارف آن است كه جز پاكان خلق، كسى به معارف آن عالم نمىشود ... و منظور از مطهّرون كسانى هستند كه خداى تعالى دلهايشان را از هر رجس و پليدى، يعنى از رجس گناهان و پليدى ذنوب پاك كرده » «٤»