اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٦١
ب. قانونى چنين طغيان و تجاوزى از كسانى سرمىزند كه اصل دين را پذيرفته و به اصول آن پايبندند.
ولى در برابر برخى از قوانين آن خيرهسرى نشان داده دست به طغيان مىزنند.
١٠. زمينهها و انگيزهها طغيان و سركشى همانند ساير پديدهها معلول عوامل و انگيزههايى است كه در اين جا به برخى از آن عوامل مىپردازيم:
الف. قدرت و ثروت مستى قدرت و ثروت، چشم دل مرفّهين بىدرد و قدرتمندان خيرهسر را كور مىكند. در نتيجه آنان صاحب نعمت حقيقى را فراموش كرده بر ضد اوامر او و منافع مردم، دست به طغيان و سركشى مىزنند:
«انَّ الْانْسانَ لَيَطْغى انْ رَءاهُ اسْتَغْنى» «١» همانا انسان وقتى ببيند بىنياز گشته، طغيان مىورزد.
ب. جاهطلبى و دنيا دوستى صفت زشت جاهطلبى و مقام پرستى نيز از عوامل طغيان و سركشى است. امام سجّاد (ع)، دنيا دوستى را ريشه همه پليديها دانسته مىفرمايد:
«حُبُّ الدُّنْيا رَأْسُ كُلِّ خَطيئَةٍ» «٢» دنيادوستى، اساس همه جرمهاست.
ج. انتقامجويى حسّ انتقامجويى نيز از انگيزههايى است كه انسان را وامىدارد تا در رويارويى با دشمن خارجى و داخلى دست به تجاوز بزند و پا را از گليم خويش فراتر نهد. قرآن مجيد، نخست به