اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٣٧
٦. مبانى شهادتطلبى صاحب هر انديشه و عملى نمىتواند، حركتها، فعّاليتها و جهتگيريهاى مبارزاتى و رزمى خود را شهادتطلبانه دنبال كند؛ زيرا شهادتطلبى بر مبناى سلسله اصول فكرى و عملى استوار است و تنها كسانى مىتوانند به آن مرحله دست يابند، كه پايههاى آن را مستحكم ساخته باشند. آن پايهها عبارتند از:
الف. ايمان مذهبى: اين تنها عاملى است كه مىتواند بشر را زير نفوذ واقعى خود قرار دهد و به حيات آدمى بهجت و تحرّك بخشد و جهت تازه و مثبت دهد و در ضميرش انقلابى ايجاد كند به وى امنيت درونى و عشق و اميد داده و اضطرابها و نگرانيها و دلهرهها را از او بزدايد. «١» چنين اخلاق نظامى (ج٢) ٤٢ ٧. نشانههاى شهادتطلبى ص : ٣٩ كسى باكى ندارد كه به مرگ برسد و يا مرگ سراغ او بيايد و اين وعده محتوم و قطعى خداوند است:
«مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّه فَانَّ اجَلَ اللَّهِ لَاتٍ» (عنكبوت: ٥)
هركس كه به ديدار خداوند اميدوار باشد، [بداند كه] وقت [ديدار] خداوند به يقين آمدنى است.
حضرت امام حسين (ع) در روز عاشورا پس از نماز صبح، خطابه كوتاهى ايراد نمود و در آن چنين فرمود:
اندكى صبر و استقامت كنيد، مرگ جز پلى نيست كه شما را از ساحل درد و رنج به ساحل سعادت و كرامت و بهشتهاى وسيع عبور مىدهد. «٢» ب. شايستگى عملى: شهادتطلبى، جايگاه رفيعى است كه نيل به آن، براى هركس بهسادگى ممكن نيست. انسان مؤمن براى آنكه بتواند بهاين اندازه ازاعتلاى روحى برسد كه كشته شدن در راه معبود را چون شربتى گوارا تلقّى كند، لازم است پيشاپيش، خود را براى پذيرش مرگ عادى آمادهكند؛ بدينمعنا كه درانجام دادن واجبات و پرهيز از محرمات بكوشد كه هر لحظهاى كه اجلش فرارسيد، براى آينده پس از مرگ خود احساس نگرانى نكند؛ چنانكه حضرتعلى (ع) مىفرمايد: