اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٥١
نشان داده است كه در تاريخ بشر براى آن مصداقى وجود ندارد. خود آن حضرت در اين باره مىفرمايد:
«أَنَا وَضَعْتُ فِى الصِّغَرِ بِكَلاكِلِ الْعَرَبِ وَ كَسَرْتُ نَواجِمَ قُرُونِ رَبيعَةَ وَ مُضَرَ» «١» من در كوچكى، سينههاى عرب را به زمين رساندم و شاخههاى سربرآورده [دليران قبيلههاى] ربيعه و مضر را شكستم.
يكى از دانشمندان بزرگ شيعه درباره جنگ بدر مىنويسد:
على (ع) همينطور يكى پس از ديگرى آنها (كافران و مشركان) را مىكشت؛ تا اينكه نيمى از كشتگان را كه هفتاد نفر بودند، به تنهايى از بين برد «٢» آن حضرت در سه جنگ دوران خلافت خويش نيز بعد از اتمام حجت با دشمن، و پيشاز مغلوب ساختن حتمى آنان، با سرسختى تمام مىجنگيد؛ بهطورى كه در جنگ جمل، بيش از ششهزار نفر كشته شدند. «٣» در جنگ صفين، «ليلة الهرير»، شبى خاطرهانگيز شد «٤» و در جنگ نهروان نيز حدود چهار هزار نفر از خوارج را از دم تيغ گذرانيد. «٥» در حماسه خونين عاشورا، حضرت سيدالشهدا (ع) و اصحاب ايشان هرگز در برابر دشمن خونخوار سستى به خرج ندادند و تا توان داشتند نيروهاى كفر را از پاى درآوردند. اين روحيه حماسى و دشمن برانداز آنها در سخنان گهربارشان آشكار است.
امام حسين (ع)، هنگامى كه بر قطعى بودن نبرد با اهريمنان واقف شد، روى به ياران خود نموده فرمود:
... من به همه شما اجازه رفتن دادم، پس، همه شما آزادانه برويد، و بيعتى از من به گردن شما نيست. «٦»