اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١١٧
شعلههاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندانمان را در جلو ديدگانمان به اسارت و غارت برند، هرگز اماننامه كفر و شرك را امضا نمىكنيم.» «١» از آنچه گفته شد ضرورت وجود صبر و استقامت معلوم و مشخص مىشود؛ چرا كه اين پديده عاملى اساسى در غلبه بر دشمن كفر بهشمار مىآيد.
٥. حفظ اسرار نظامى «سرّ» يا «راز» چيزى است كه بايد پنهان داشت يا به اشخاص مخصوص گفت. «٢» هر فرد، خانواده، تشكيلات و جامعهاى كم و بيش داراى اسرار و اطّلاعاتى است كه بايد از ديگران محفوظ بماند؛ چرا كه بر ملا كردن آن براى ديگران، چهبسا سبب لطمهخوردن يا نابودى صاحب راز گردد.
رازها نسبت به افراد، تشكيلات، جامعهها، زمانها و مكانهاى مختلف، گوناگون و حتى اهميّت آن نيز متفاوت است. گاه مطلبى براى مجموعهاى راز محسوب مىشود؛ ولى همين نوع آگاهى براى مجموعه ديگر نهتنها مخفى كردنش سودى ندارد، بلكه هويدا كردنش مفيدتر است؛ بهطور مثال انتشار عملكرد و توليد يك كارخانه (دادن بيلانكار) شيوه استخدام افراد، برنامههاى آينده و ... كارى عادى و حتى سودمند است، ولى چنين كارى در يك مجموعه نظامى يا اطّلاعاتى نوعى خودكشى و انتحار محسوب مىشود.
٦. ضرورت راز دارى هر فردى در زندگى فردى و اجتماعى خويش، خواه ناخواه مطلب سرّى دارد كه بايد در نگهدارى آن كوشا باشد. برخى مربوط به خود و برخى مربوط به خانواده يا جامعه و غيره است كه بايد هر راز و رمزى در چارچوبه مجاز خود حفاظت شود. امروزه وجود وسايل قوى و حساس جاسوسى و ضدّ اطلاعاتى و كاربرد آن در سرنوشت ملتها، ضرورت رازدارى را مسلّم