اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٦٠
همراه كسانى كه با تو رو به خدا كردهاند، استقامتورز- چنانكه فرمان يافتهاى- و طغيان نكنيد كه او به آنچه مىكنيد بيناست.
متجاوز كمبهاتر از آن است كه به خدا و دين خدا لطمهاى وارد كند، بلكه او با طغيان و تعدّى به خودش ستم مىكند. بهطورى كه خداوند مىفرمايد:
«وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ» (طلاق: ٤)
هر كس از حدود الهى تجاوز كند، به خود ستم كرده است.
سپس ضمن نكوهش و سرزنش دوباره طغيان، اعلام مىدارد كه از متجاوزان بيزار است:
وَ لا تَعْتَدُوا انَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَ» (بقره: ١٩٠)
[از حدّ] تجاوز نكنيد كه خدا متجاوزان را دوست ندارد.
٩. كاربرد تعدى و طغيان اين عمل نكوهيده بهطور معمول در برابر خواست خدا و پيامبر (ص)، انجام مىگيرد و طغيانگر متجاوز، در چنين موضعى بر ضدّ جبهه حق، سنگر مىگيرد:
«وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فيها» (نساء: ١٤)
هر كس خدا و پيامبرش را نافرمانى كند و از حدود خدا تجاوز نمايد، (خدا) او را براى ابد داخل دوزخ مىكند.
از آنجا كه ثابت شده امام معصوم (ع) و ولىّ فقيه جانشينان مستقيم و غير مستقيم پيامبرند، لذا تمرّد و سركشى در برابر آنان نيز نمونه بارز طغيان و تعدّى در برابر خدا و پيامبر (ص) محسوب مىشود. در اينجا كاربرد طغيان را در دو محور عقيدتى و قانونى شرح مىدهيم:
الف. عقيدتى اهل طغيان و متجاوزان عقيدتى كسانى هستند كه يا در برابر اصول و ضروريات شرع مقدّس اسلام عناد مىورزند و يا از روى پليدى روحى و غرضهاى شخصى، آن را نمىپذيرند، يا پس از پذيرش، آن را انكار مىكنند.
اخلاق نظامى (ج٢) ٦٦ درس پنجم: غيرت و مردانگى و عفت و پاكدامنى