اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٢٥
اگر كسى بخواهد وجود يقين و يا درجه و ميزان آن را در قلب خود بيابد، بايد ببيند آيا آثار و نشانههاى آن را دارد يا نه؟
رسول خدا (ص) مىفرمايد:
علامت كسى كه صاحب يقين است، شش چيز است:
- از روى حقيقت به خدا يقين كند؛ پس به او ايمان آورد؛ - يقين آورد كه مرگ حق است و از آن بترسد؛ - يقين كند كه قيامت حق است و از رسوايى بترسد؛ - يقين كند كه بهشت حق است و خود را محاسبه كند و شيفته آن باشد؛ - يقين كند كه دوزخ حق است و كوشش خود را براى نجات از آن ظاهر گرداند؛ - يقين دارد حساب حق است و خود را محاسبه كند. «١» امام صادق (ع) فرمود:
روزى رسول خدا (ص) نماز صبح را با مردم گزارد؛ سپس در مسجد نگاهش به جوانى افتاد كه چرت مىزد و سرش پايين مىافتاد، رنگش زرد بود و تنش لاغر و چشمانش به گودى فرو رفته.
رسول خدا (ص) به او فرمود: حالت چگونه است؟ عرض كرد: من صبح كردم درحالىكه داراى يقين هستم. پيامبر اكرم (ص) فرمود: همانا هر يقين را حقيقتى است. حقيقت يقين تو چيست؟
جوان گفت: يا رسول الله! همين يقين من است كه مرا اندوهگين ساخته و بيدارى شب و تشنگى روزهاى گرم را به من چشانيده و به دنيا و آنچه در آن است، بىرغبت گشتهام؛ تا آنجا كه گويا عرش پروردگارم را مىبينم كه براى رسيدگى به حساب مردم بر پا شده و مردم براى حساب محشور شدهاند و من هم در ميان آنها هستم و گويا اهل بهشت را مىنگرم كه در نعمتند، و بر كرسىها تكيه زده يكديگر را معرفى مىكنند و گويا اهل دوزخ را مىبينم كه در آنجا معذّبند و فريادرس مىطلبند و گويا الآن صداى زبانههاى آتش دوزخ را مىشنوم. آنگاه رسول خدا (ص) فرمود: «اين جوان بندهاى است كه خدا دلش را به نور ايمان روشن ساخته.» و به او فرمود: «بر اين حال كه دارى ثابت باش.» جوان گفت: «يا رسول اللّه از خدا بخواه شهادت در ركابت را روزيم كند.»