اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٠٤
امامحسين (ع) نيز در صحنه كربلا، سپاه ٧٢ نفرى خود را با نظم و آرايش خاصى وارد كارزار كرد و بهطور دقيق و منظم تاكتيكهاى نظامى و اصول جنگى را اجرا نمود. «١» ٥. فرماندهى در جنگ حضور فرمانده در صحنه جنگ، امرى ضرورى و بديهى است عامل نظم در نيروهاى نظامى، فرمانده است كه همانند مغز، در بدن انسان، بر نيروهاى تحت امر حكومت كرده، قوام و دوام آنها را تضمين مىكند.
پيامبر اسلام (ص) اهميّت فراوانى به فرماندهى مىداد بهطورى كه لشكرش را لحظهاى بدون فرمانده نمىگذاشت. حتى گاه اتفاق مىافتاد كه براى فرمانده لشكر، دو جانشين تعيين مىكرد تا هنگام پيشامد براى فرمانده، آنها بىدرنگ جاى او را پر كنند. از جمله در جنگ موته پس از آنكه زيد بن حارثه را به فرماندهى سپاه سههزار نفرى تعيين كرد، فرمود: اگر به زيد گزندى رسيد، جعفر بن ابىطالب فرمانده شود و اگر براى جعفر نيز اتفاقى افتاد، عبدالله بن رواحه فرمانده لشكر باشد. برحسب اتفاق، زيد و جعفر يكى پس از ديگرى به شهادت رسيدند و پس از آنها عبدالله بن رواحه نيز شربت شهادت نوشيد. پس از آنها رزمندگان، خود يك نفر را به فرماندهى انتخاب كردند. «٢» ٦. رعايت سلسله مراتب در قواى مسلّح از لوازم نظم، رعايت سلسله مراتب است؛ يعنى هر نيروى نظامى مطيع مقام بالاتر از خود باشد. امام خمينى (ره) در مورد ضرورت رعايت سلسله مراتب مىفرمايد:
«بايد سلسله مراتبى باشد تا كار روى نظم باشد و اين سلسله مراتب و اطاعت بايد روى ضوابط اسلامى باشد.» «٣»