اخلاق نظامى (ج2) - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٠١
درس هشتم: نظم و تلاش ١. معناى لغوى و اصطلاحى نظم نظم در لغت به معناى رشته مرواريد، آراستن، چيزى را به چيزى پيوستن، بر پا داشتن و ترتيب دادن كار آمده است. «١» انضباط نيز بهمعناى نظم و انتظام، ترتيب و درستى، عدم هرج و مرج، سامانپذيرى و آراستگى است «٢» و دراصطلاح نظامى بهمعنى «پيروى كامل از دستورهاى نظامى». «٣» گفتنى است كه هر كارى نظم خاصى را مىطلبد و هر فرد و گروهى برنامهاى مخصوص به خود دارد كه ممكن است به كار گروه ديگر نيايد؛ چنانكه حضرت امير (ع) وظيفه رهبر را نصيحت مردم و پرداخت حقوق و تعليم و تربيت مىداند و وظيفه مردم را وفادارى به رهبرى، خيرخواهى، پذيرفتن دعوت و اطاعت از دستورات او برمىشمرد. «٤» ٢. اهميّت نظم در زندگى فر اخلاق نظامى (ج٢) ١٠٦ ٧. پيامدهاى شوم تمرد و بىنظمى ص : ١٠٦ دى و اجتماعى جهان مادى، جهانى مرتّب و منظّم است و هيچ موجودى بيهوده و عبث آفريده نشده است و انسان نيز مانند ميليونها پديده ديگر، منظم آفريده شده و طبيعى است كه بايد از نظم و تربيت خاصى در زندگى خويش تبعيت كند.
به گفته روانشناسان، نظم و ترتيب جزء نيازهاى اساسى روانى محسوب مىگردد و رنگ