سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٩٩
سياسى و راهنماى سياست خارجى ايران بود. ملّى شدن صنعت نفت، پيروزى چشمگيرى براى سياست خارجى كشور محسوب مىگرديد امّا كودتاى مشترك آمريكا و انگليس در ٢٨ مرداد ١٣٣٢ سير حوادث را به كلى تغيير داد و با انعقاد كنسرسيوم نفتى غارت مجدّد منابع و ثروتهاى ملى كشور آغاز شد. در واقع كودتاى ٢٨ مرداد به منزله شكست «سياست قدرت سوّم» در ايران بود كه از قرن نوزده ميلادى بطور جدّى دنبال مىشد.
يكى از پيامدهاى فورى كودتاى ٢٨ مرداد حضور فعّالانه و پرشتاب ايالات متّحده آمريكا در صحنه سياست داخلى و خارجى ايران بود. گرچه سايه شوم بريتانيا از سياست خارجى كشور بطور كامل محو نگرديد، امّا ابتكار عمل در جهتگيرى سياست خارجى ايران به دست هيأت حاكمه و نخبگان ديپلماسى آمريكا افتاد. به اين ترتيب، از فرداى كودتاى ٢٨ مرداد، از نفوذ انگليس در سياست خارجى ايران به شدّت كاسته شد و نفوذ آمريكا جايگزين آن گرديد.
با حذف دولت ملّى دكتر «محمّد مصدّق» از صحنه سياست و تحكيم پايههاى قدرت محمدرضا پهلوى، پروسه زوال مشروعيت سياسى در ايران شتاب بيشترى به خود گرفت و دستگاه حاكم براى تأمين بقاى خود بيش از پيش مهيّاى تمكين فرامين و خواستههاى زمامداران آمريكا شد و به همين لحاظ ايران از اين سالها به بعد به صورت متّحد وابسته آمريكا در منطقه درآمد.
از دهه ١٣٣٠ تا ١٣٥٧ سياست خارجى ايران در ارتباط با آمريكا در وضعيت كاملًا انفعالى قرار گرفت و با دست به دست شدن قدرت در ميان زمامداران دموكرات و جمهورىخواه آمريكا، سياست خارجى ايران دچار نوسانات شديدى شد. روى كار آمدن كندى در آمريكا مسائل تازهاى را در سياست خارجى پهلوى مطرح كرد كه از ميان آنها مسأله «اصلاحات ارضى» بخش عمدهاى از ديپلماسى ايران- آمريكا را به خود مشغول داشت. در طى سالهاى ١٣٣٠ تا ١٣٥٧ ه. ش سياست خارجى فرامنطقهاى ايران متوجه دو ابرقدرت وقت، يعنى شوروى سابق و آمريكا بود.