سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٤٣
تكاپوى سياست خا رجى بريتانيا در ايران بود. در مجامع بينالمللى نيز مواضع انگلستان در قبال ايران خصمانه بود. به عنوان مثال، مخالفت اين كشور با حضور وزير خارجه و هيأت نمايندگى ايران در كنفرانس صلح پاريس- پس از پايان جنگ جهانى اوّل- مانع از مطرح شدن دعاوى ايران نظير استرداد اراضى از دست رفته و جبران خسارت ناشى از نقض بيطرفى ايران در جريان جنگ اوّل شد. «١» فرانسه تصرف مستعمرات انگلستان از جمله هندوستان در زمان ناپلئون بناپارت از اولويتهاى اهداف سياست خارجى فرانسه در منطقه آسيا بود. اتّخاذ چنين سياستى موجب گرديد تا فرانسويان جهتگيرى اتّحاد و نزديكى به ايران را به عنوان يكى از راههاى دستيابى به هندوستان در صدر برنامههاى ديپلماتيك خود قرار دهند و اين كشور را به يك جبهه سوقالجيشى براى تعرّض به هندوستان تبديل كنند. «٢» برقرارى اتّحاد سهجانبه ميان ايران، فرانسه و عثمانى عليه روسيه به منظور جلوگيرى از دسترسى روسها به هندوستان بُعد ديگرى از ديپلماسى فرانسويان در منطقه آسيا بود.
فرانسويان در روابط خود با ايران وانمود مىكردند كه درصدد حمايت از ايران در مقابل تهاجم ارتش روس هستند به همين جهت ژنرال گاردان به همراه هيأتى وارد ايران شد تا در راستاى تعهّدات فرانسه مبنى بر تأمين سلاحهاى جديد و بهبودى در سازمان ارتش اقداماتى را به عمل آورد. ايران نيز به سبب فشارهاى نظامى روسيه تزارى، از انعقاد عهدنامه «فين كن اشتاين» «٣» به عنوان جايگزين اتّحاد با انگلستان استقبال كرد.
انعقاد عهدنامه «تيلسيت» «٤» ميان فرانسه و روسيه به خوبى ثابت كرد كه علىرغم تظاهر ناپلئون به حمايت از ايران، جهتگيرى اين كشور نسبت به ايران تنها در پى تحصيل منافع استعمارى خود است و در شرايط بحرانى متّحد خود را وجهالمصالحه با روسها قرار