سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٤٥
سياسى ايران را به ارمغان آورد و نزديك به يك قرن بر ديپلماسى ايران سايه افكند. «١» ايران پس از تحمّل شكستهاى پى در پى و ضربات سنگين در عرصه جنگ با روسها و عدم موفّقيت در جهتگيرى اتّحاد با دولتهاى فرانسه و انگليس، رويّههاى مبتنى بر ديپلماسى جنگ و گريز را- كه از ابتداى قرن نوزدهم در پيش گرفته بود- رها كرد و قرار داد گلستان نقطه پايانى به استراتژى اتّحاد و پيوستگى ايران با دولتهاى نيرومند اروپايى نظير فرانسه و انگليس و نقطه آغاز سياست جديدى موسوم به سياست «قدرت ثالث» بود. «٢» اين سياست كه متضمن ورود قدرت سوّمى در كشاكش رقابتهاى استعمارى روس و انگليس در ايران بود، بيشتر به خاطر حفظ تاج و تخت و بقاى زمامداران قاجار اتّخاذ شد تا حفظ مصالح و منافع عالى كشور. «٣» شكست روسيه از ژاپن در ١٢٨٤ ش/ ١٩٠٥ م، جنگ جهانى اوّل و انقلاب اكتبر ١٩١٧ بلشويكى سبب از كار افتادن ماشين جنگى روسيه و فرصت تنفسى براى ايران شد. «٤» رژيم جديد شوروى (سابق) در سال ١٢٩٧ ش/ چهاردهم ژانويه ١٩١٨ م بخشى از قراردادهاى ظالمانهاى را كه بر ايران تحميل شده بود، بطور يكجانبه ملغى اعلام كرد «٥» و انعقاد قرارداد ١٣٠٠ شمسى/ ١٩٢١ م ميان ايران و شوروى سابق دوره تازهاى را در تاريخ روابط دو كشور گشود. «٦»