سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٣٢
رقابت بين انگليسىها و ساير استعمارگران در منطقه خليج فارس اشاره كرد كه سبب اخراج آنان از جزاير ايران گرديد. «١» جهتگيرى سياست خارجى ايران نسبت به كشورهاى اروپايى در ابتداى حاكميت صفويه، شاه اسماعيل صفوى سياست خارجى ايران را به سمت كشورهاى همسايه بويژه عثمانى سوق داد و به برقرارى رابطه با دولتهاى اروپايى- مسيحيان- تمايل چندانى از خود نشان نمىداد. ليكن موضعگيرى خصمانه سلاطين عثمانى موجب دگرگونى در جهتگيرى سياست خارجى ايران به سمت دولتهاى اروپايى شد و روابط ديپلماتيك بين ايران و دولتهاى اروپايى گسترش يافت. محور عمده ديپلماسى ايران در اين دوره، جلب اتّحاد نظامى دولتهاى اروپايى عليه تركان عثمانى و انعقاد قراردادهاى تجارى بود. «٢» با انتقال قدرت از شاه اسماعيل به شاه طهماسب (٩٨٣/ ٩٣٠ ه. ق) «٣»، نوعى دگرگونى در سياست خارجى ايران نسبت به دولتهاى اروپايى ايجاد شد. در اين دوره ديپلماتهاى اروپايى ميدان مانورى در دربار شاه طهماسب نداشتند، زيرا وى، زمامداران- مسيحيان- اروپا را كافر و نجس مىدانست. «٤» با وجود اين، برخى از هيأتهاى ديپلماتيك اروپايى، با پرداخت رشوههايى تحت عنوان هدايا! از شاه طهماسب امتيازهاى چشمگيرى نظير معافيت گمركى و آزادى تجارت در سرتاسر خاك ايران را به دست آوردند. «٥» دوران حكومت شاه عباس كبير (٩٩٦ تا ١٠٣٨ ه. ق)، عصر اوجگيرى و شكوفايى مناسبات ديپلماتيك ايران و دولتهاى اروپايى است. در اين برهه از تاريخِ صفويه، دايره روابط ايران با اروپا توسعه يافت. بخشى از هدفهاى اساسى سياست خارجى ايران در دوران زمامدارى شاه عباس كبير در رابطه با دولتهاى اروپايى، عبارت بودند از: ايجاد