سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٤١
سياسى و اقتصادى از ايران گرديد.
اين جريان از اوايل حاكميت فتحعلى شاه (١٢١٢ قمرى/ ١١٧٦ شمسى) تا انقراض سلسله قاجار ادامه يافت و دولتهاى ياد شده د سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب ٥١ مسائلاساسى سياست خارجىايران در رابطه با شوروى(سابق) و بريتانيا ص : ٥٠ ر تلاش بودند تا در تعيين خطوط و جهتگيرى سياست خارجى ايران اعمال نفوذ كرده و از به وجود آمدن و پا گرفتن يك سياست خا رجى مستقل، مدوّن و حساب شده جلوگيرى كنند. دامنه و عمق اين گونه مداخلات تا حدّى بود كه امروزه ارائه تصويرى نسبتاً روشن از پيشينه عملكرد سياست خارجى ايران بدون در نظر گرفتن عوامل خارجى، بويژه روس، انگليس و فرانسه غيرممكن به نظر مىرسد. بنابراين ناگزير هستيم سياست خارجى ايران را در چارچوب رقابتهاى بازيگران مذكور مورد بحث و بررسى قرار دهيم.
انگلستان اقتدار جهانى انگلستان از ديرباز مديون سرزمينهاى مستعمره از جمله هندوستان بود كه به منزله شاهرگ حياتى اين كشور محسوب مىشد؛ بطورى كه از دست رفتن آن به معنى سقوط اقتدار جهانى و از پا درآمدن اين كشور در جريان رقابتهاى استعمارى بود.
بنابراين دست كم از سال ١١٧٦ ش/ و ١٧٩٧ م محور اصلى فعاليتهاى ديپلماتيك انگلستان در منطقه آسيا حفاظت از مرزهاى هندوستان از چنگاندازيهاى رقباى نيرومندى نظير فرانسه و روسيه تزارى بود. همانگونه كه پيشتر اشاره شد، مجاورت ايران با هندوستان سبب قرار گرفتن اين كشور در مدار ديپلماسى پيچيده دولتهاى نيرنگباز و استعمارگرى چون انگلستان بود. «١» تجاوزهاى پى در پى روسها در شمال ايران- براى رسيدن به آبهاى گرم- حكم اهرم فشارى را داشت كه زمامداران قاجار را به جستجوى يك دولت نيرومند وادار مىكرد تا آنان را در مقابل دشمن ديرينه مورد حمايت قرار دهد. همانگونه كه دولتهاى انگليس و فرانسه در راستاى منافع خود در صدد جلب اتّحاد و دوستى ايران بودند، تجاوز روسها نيز موجب مىشد تا ايران در سياست خارجى خود تن به چنين استراتژى غلط و