سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٧٨
سياستهاى ضد مردمىاش با بحران مشروعيّت مواجه بود و در عرصه منطقه نيز خصومت كشورهاى همسايه از جمله دولتهاى تندرو عرب را در پيش رو داشت. ورود شاه به اتّحاديههاى نظامى و امنيتى بلوك غرب و امضاى پيمانهاى مشترك و دو جانبه با آمريكا، وى را رو در روى اتّحاد شوروى (سابق) قرار داده بود.
ركود اقتصادى و ضعف شديد نظامى و امنيتى به همراه عوامل عمدهاى كه در بالا بدانها اشاره شد، موجبات وابستگى شديد رژيم شاه به آمريكا را فراهم كرد. «١» در اين سالها كه ابرقدرتها درگير جنگ سرد بودند، ايران براى حكومت آيزنهاور و زمامداران بعد از او جذّابيت فوقالعادهاى داشت. به عنوان مثال، در دوران جنگ سرد، كشورِ ما به عنوان پايگاه مقدّم در برابر تهاجم احتمالى نيروهاى شوروى (سابق) به خاور ميانه و يا حملههاى هوايى و زمينى به درون شوروى (سابق) ارزش حياتى داشت. به علاوه، مجاورت ايران با شوروى از موقعيّت بسيار خوبى براى جمعآورى اطلاعات، استراقسمع و مراقبتهاى الكترونيكى از تجهيزات و آزمايشهاى موشكهاى شوروى سابق در آسياى ميانه برخوردار بود. «٢» آمريكا براى بهرهبردارى از اين مزايا، به سرعت طرح وابستگى بلند مدت ايران، تقويت همگرايى اين رژيم با غرب و تعميق نفوذ در حيات اقتصادى و نظامى اين كشور را به مرحله اجرا گذاشت.
تقويت نيروهاى مسلّح و تعليم نيروهاى امنيتى به عنوان پايههاى اصلى رژيم پهلوى و سرازير كردن دلارهاى آمريكا بخشى از اين طرح بود. در فاصله كوتاهى پس از كودتاى ٢٨ مرداد، رژيم پهلوى، سيزدهمين دولتى بود كه پس از جنگ جهانى دوم- ٢٣ مرداد ١٣٣٤- با امضاى عهدنامه مودّت، روابط كنسولى و اقتصادى با آمريكا برقرار كرد. «٣» از سال ١٣٣٢ شمسى به بعد سياست خارجى ايران در ارتباط با آمريكا در وضعيت كاملًا انفعالى قرار گرفت؛ بطورى كه با دست به دست شدن قدرت در ميان زمامداران دموكرات و جمهورى خواه، اوضاع داخلى و سياست خارجى ايران دگرگون مىشد.