سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٢٨
بينالملل و سيستم كشورى مستقلّ تكوين نيافته بود. «١» از نظر بسيارى از محقّقين، اين قرن- قرن شانزدهم- به عنوان حدّ فاصل ميان عصر جديد و دوران پيش از آن محسوب مىشود. از اين مقطع تاريخى است كه اروپا، خود را براى تسلّط بر بقيه كره زمين آماده كرده و شالوده يك سيستم جديد در نظام بينالملل ريخته مىشود. «٢» در اين برهه از زمان، اروپاى متّحد وجود نداشت، بلكه اروپا تركيبى بود از پادشاهيها و ايالات شاهزادهنشين، و نيز قلمروهايى با حكومتهاى ملوكالطوايفى و «دولت- شهرهاى» كوچك.
يكى از بازيگران اصلى نظام بينالملل در اين دوره، امپراتورى عثمانى بود كه با اتّخاذ سياست توسعهطلبانه، خطر عمدهاى را متوجه اروپاى مسيحى و غيرمتّحد ساخت. اين امپراتورى پس از تصرف يونان، جزاير «ايونى» «٣»، «بوسنى» «٤»، آلبانى و ساير قسمتهاى. بالكان در سالهاى پايانى قرن پانزدهم ميلادى، به سوى «بوداپست» و «وين» پيشروى كرده و به خاطر خطر قريبالوقوع سقوط «رم» پاپها را در موجى از وحشت فرو برده و در سمت مرزهاى شرقى، بخشهايى از اراضى ايران را به اشغال خود درآورده و با روسها نيز درگيرى مرزى داشت. «٥» نظام بينالملل در اين دوره تحت تأثير عوامل متعدّدى از جمله: جهشهاى تكنولوژيكى، تحولات صنعتى، نظير پيدايش كشتيهاى بادبانى مجهّز به توپهاى دوربرد، ظهور بازرگانى و از همه مهمتر طغيان حسّ قدرتطلبى و ثروتاندوزى اروپائيان، و نيز