سياست خارجى ايران قبل وبعد از انقلاب - پور قلی، محسن - الصفحة ٩٣
درس هشتم: جمعبندى سياست خارجى ايران پيش از انقلاب اسلامى در درسهاى گذشته، با سياست خارجى ايران پيش از انقلاب تا حدودى آشنا شديم و اين مقوله را در فرايند ظهور و سقوط سلسلهها و رژيمهاى سياسى مختلف در ايران بررسى كرديم. به دو دليل نقطه شروع اين مجموعه را- از نظر زمانى-، قرن شانزدهم ميلادى انتخاب كرديم يعنى، زمان شكلگيرى دولت صفوى.
دليل نخست اين كه به اعتقاد اغلب محققين، اين مقطع تاريخى، حدّ فاصل پايان عصر قديم و سرآغاز عصر جديد در مناسبات بينالمللى محسوب مىگردد و از آن زمان پايههاى اساسى روابط بينالملل و سيستم كشورى مستقل در حال شكلگيرى بود. دليل ديگر اينكه در اين برهه، نخستين سيستم دولت- كشور مستقل در ايران پايهگذارى شد.
در حدّ فاصل نخستين دولت صفوى و سقوط سلطنت پهلوى، پيشينه عملكرد ديپلماسى ايران را مورد بحث قرار داديم و اينك به منظور عرضه شمايى كلّى از سياست خارجى كشور در اين دوره، به جمعبندى تحوّلات و سير دگرگونى ديپلماسى و روابط خارجى كشور مىپردازيم.
روندكلى سياست خارجى ايراناز ظهور سلسله صفويه تاسقوط پهلوى الف- دوره صفويه:
يكى از مشغلههاى اساسى سياست خارجى ايران در دوره صفويه، امپراتورى عثمانى بود. اين امپراتورى، با اتّخاذ سياست تجديد نظر طلبانه علاوه بر ايران، دولتهاى